تاریخ ایران باستان...

به گذشته بازگردید... به آن چه که به آن تعلق دارید... به ایران باستان... "استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام و آدرس منبع مجاز است" .:عبارات بنفش رنگ، لینکی به مطلبی دیگر در رابطه با آن عبارت است:.


   

نگاشته شده توسط : مهیار ، در ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٩

        شاهپور اول، پادشاه ساسانی .:SarzaminePersia.Persianblog.IR:.

در نیمه قرن سوم میلادى اوضاع ایران بسیار بهتر از روم بود. امپراطورى ساسانى در ابتداى کار قرار داشت و پادشاهان پرقدرت و جوان بر آن حکومت مى کردند حال آنکه روم گرفتار هرج و مرج و تغییرات پیاپى امپراطوران بود.
در سال 241 میلادی، شاهپور (شاپور) اول، دومین پادشاه ساسانی به سلطنت رسید و پس از آنکه از سامان اوضاع داخلى مطمئن شد در همان سال ابتدا به نصیبین (در نزدیکى موصل امروزى) و از آنجا به انطاکیه حمله برد؛ اما گوردین، امپراطور روم با سپاهى بزرگ وى را شکست داد و پس از شکست دادن شاهپور او را به دجله عقب راند و تیسپون (تیسفون) را محاصره کرد. اما این پیروزى دوام نیافت چرا که در روم افسرى به نام فیلیپ که از نژاد عرب بود گوردین را کشت و چون اعتقادى به جنگ در بین النهرین نداشت این منطقه و ارمنستان رابه ایران واگذار کرد. اما خود وى نیز کشته شد و دسیوس تامر جاى وى را گرفت. وى نیز در نبرد با ژرمن ها کشته شد و پس از وى ۳امپراطور به طور همزمان به حکومت در روم پرداختند که دو نفر اول به سرعت کشته شده و تنها والرین ماند.
در ۲۵۸میلادى شاهپور زمان را براى مبارزه با ارتش روم مناسب دید، چرا که شمال امپراطوری روم به شدت درگیر نبرد با ژرمنها بود. در پایتخت و مرکز نیز تغییرات مداوم امپراطوران، قدرت روم را تضعیف کرده بود. بنابراین شاهپور با گذر از فرات، انطاکیه را تصرف کرد و آماده نبرد با والرین شد. امپراطور روم با تجهیز سپاهى عظیم از جنوب اروپا عازم انطاکیه شده و ۲۵۹ شهر را از ایران باز پس گرفت و عقب نشینى زودهنگام ایرانیها او را به طمع تسخیر بین النهرین انداخت اما سپاه ایران ارتش او را به مانند ارتش کراسوس محاصره کرده و سرنوشتى مشابه برایش ایجاد کردند. در این نبرد که در نزدیک شهر ادسا روى داد دهها هزار رومى کشته شدند و هرچه تلاش کردند نتوانستند از محاصره خلاص شوند. والرین پس از تسلیم، به اسارت شاهپور درآمد و تا سالها تحت خدمت شاهپور بود چرا که شاه ایران از او به عنوان خدمتکار استفاده کرد.

نتیجه جنگ:
این جنگ آثار بسیار مهمى داشت. ابتدا آنکه امپراطور روم به طور خفت بارى به اسارت گرفته شد و این سبب توجه جهان متمدن آن روز نسبت به قدرت ساسانیان شد.

دوم آنکه این شکست سنگین سپاه روم سبب سقوط آسیاى غربى به دست سپاه ایران شد. شاهپور در۲۶۰میلادى آسیاى صغیر را نیز تسخیر کرد و چنانچه مورخان نوشته اند تا سالها در آسیاى غربى و  آسیاى صغیر بدون مزاحم جدى به تاخت و تاز سرگرم بود. حال آنکه رومی ها به دلیل ضعف داخلى قادر به بیرون کردن او از مرزهاى شرقى خود نبودند. شکست والرین و اسارت او در جنوب امپراطورى، همچنین سبب ضعف قدرت سیاسى روم در سایر نقاط امپراتورى شد.
تنها اشتباه بزرگ شاهپور نبردى بى دلیل با امیر عرب ادنیات بود. در این نبرد فرسایشى سواران عرب ضربات جدى به ارتش ایران وارد کرده و سبب تضعیف موقعیت ایران در سوریه شدند اما به هر حال به نظر مى رسید امپراطورى روم از دوران قدرت خود فاصله گرفته چرا که به سادگى تن به تسخیر صدها کیلومتر از مرز شرقى خود داد.

SarzaminePersia.Persianblog.IR




دسته بندی شده در: :ساسانیان و دسته بندی شده در: :پادشاهان ایران و دسته بندی شده در: :دانستنی هایی از شکوه ایران باستان




نگاشته شده توسط : مهیار ، در ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ فروردین ۱۳۸٩

               فروهر .:SarzaminePersia.Persianblog.IR:.
واژه "فروهر" یا "فره وشی" از دو بخش "فره" + "وهر" (ورتی) تشکیل شده است، که "فره به معنای جلو یا پیش" و "وهر به معنای کشنده‌ (حرکت دادن) یا برنده" میباشد؛ که در مجموع معنای واژه "فروهر (Farvahar)" به معنای "پیش برنده" میباشد.
 
شاید بتوان گفت از نظر زندگی، فروهر با ارزش ترین جزء وجود انسان است چون این جزء ذره ایست از هستی بی پایان اهورا مزدا که هنگام زایش برای راهنمایی روان و رهبری آن به صورت کمال در وجود یک انسان جایگزین شده و پس از مرگ هم با همان پاکی و درستی به اصل خود(اهورا مزدا) می پیوندد.

شکل نماد فروهر...
تصویر پیرمرد بالداری نمایانگر شکل فروهر است و در حال حاضر به عنوان نشانواره دین زرتشت بکار میرود. این شکل دقیقا به صورت موجود، در کتیبه های هخامنشی بالای سر پادشاهان دیده میشود.
محققان بسیاری در مورد این شکل به تحقیق پرداختند و نظرهای گوناگونی نسبت به آن بیان کردند. در ابتدای تحقیق، عده ای از پژوهشگران آن را تصویری از اهورا مزدا خواندند. ولی چون به عقیده زرتشتیان اهورامزدا بی تن و پیکر است و هیچگاه یک زرتشتی برای اهورامزدا شکلی قایل نیست، این نظر مورد مخالفت پارسیان هندوستان قرار گرفت. آنها این نظریه را رد کردند و آنرا به عنوان سمبل فروهر معرفی نمودند و از قسمتهای مختلف آن برای شناساندن فروهر کمک گرفتند. اولین کسی که این طرح را نماد فروهر دانست شخصی بود به اسم "رستم جی کاما". این شخص با استفاده از یک تصویر باستانی، وظیفه یکی از مهمترین اجزای وجود انسان را مد نظر قرار داد.

شرح اجزای مختلف فروهر...
این شکل از 6 قسمت به وجود آمده...

1-سر:

که به شکل پیری سالخورده‌ و جهاندیده که در حلقه یا چنبره زمان تجربه آموخته و با بدی‌ها و ناپاکی‌ها ستیز کرده و مراحل ترقی و کمال را با متانت و شکیبایی طی کرده. نگاره فروهر از سر تا به کمر به صورت پیرمردی جهان دیده با کمال و تجربه و دانایی است تردیدی نیست که نورانیت انسانها به خاطر نزول نور ایزدی بر دل آنهاست و هر که این نور را همراه داشته باشد انسان کامل است. پیر موجود در نگاره فروهر نماد انسان کامل است.

2-دست ها:

دست ها به سمت بالاست، به خاطر آنکه همیشه به اهورامزدا توجه داشته باشیم. در نگرش زرتشتی ها خداوند دارای جای خاصی نیست اما از انجا که بشر همواره نیروهای برتر از خود را در طبقه ی بالاتر می انگارد، از اینرو شکل، اهورامزدا را در بالا نشان میدهد. حلقه ای که در دست فروهر است نشاندهنده احترام به عهد و پیمان است. در بین دختران و پسران ایرانی پیمان زناشویی با دادن حلقه ای انجام میشده که همانند شکل فروهر در دست چپ قرار میگرفته. این رسم هم اکنون هم پابرجاست.


3-بال ها:

بال های فروهر باز است .چون با دیدن بالهای باز ذهن انسان متوجه پرواز و پیشرفت شده، و از این حکایت دارد که انسان همواره باید به سمت پیشرفت و بلندی و سرافرازی حرکت کرد. هر بال از 3 بخش تشکیل شده که نشاندهنده سه پند زرتشت، پندار (اندیشهنیک، گفتار نیک و کردار نیک است و از مشاهده این سه بخش متوجه میشویم که پیشرفت و ترقی باید از راه درست یعنی اندیشه، گفتار و کردار نیک اتفاق بیفتد تا انسان را به سوی سربلندی و سرافرازی هدایت کند.

4-دایره میان شکل:

منظور از مشخص کردن این دایره در میان فروهر نشان دادن روزگار بی پایان است. و نشاندهنده بازگشت کردار انسان به وی میباشد.

5-دامن:

دامن فروهر از 3 بخش به وجود آمده که نماینده پندار بد، گفتار بد و کردار بد است. از مشاهده این سه قسمت در می یابیم که همواره باید اندیشه و گفتار و کردار بد را به زمین انداخته، پست و زبون سازیم. همانگونه که دامن در زیر قرار دارد.

6-دو رشته آویخته:

این دو رشته نماینده سپنتا مینو(خویِ خوبی) و اَنگره مینو (خویِ بدی) است که همیشه ممکن است در اندیشه هر فرد ظاهر شوند.
این شکل در برخی اساطیر به شاهین یا علامت سلطنت تعبیر شده و در برخی جاها به سمبل فَرِ ایزدی یعنی نیرویی که سبب برتری و حمایت از شهریار (پادشاه) میشود تعبیر شده و به همین سبب در بالای سر شاهان
هخامنشی دیده می
شود.

SarzaminePersia.Persianblog.IR




دسته بندی شده در: :نماد فروهر و دسته بندی شده در: :هخامنشیان و دسته بندی شده در: :دانستنی هایی از شکوه ایران باستان




نگاشته شده توسط : مهیار ، در ساعت ٩:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٩

 

         جشن فروردینگان خجسته باد .:SarzaminePersia.Persianblog.IR:.

فروردین روز از فروردین ماه (19 فروردین) جشن فروردینگان نامیده می شود.
در جشن "فَروَردینگان" که امروزه بیشتر به جشن "فرودگ" معروف است، ایرانیان باستان سر مزار درگذشتگان خود می رفتند و برای خشنودی روان‌ها عود و کندر آتش برپا می کردند. در ایران قدیم، به مناسبت‌های گوناگون جشنی برگزار می‌شد و از آنجا که «جشن» نوعی عبادت به شمار می‌آمد، برگزاری آن رنگ دینی نیز به خود گرفته بود. در باورهای ایرانی، برخی از این جشن‌ها، جشن‌های واجب بود، مانند "گاهنبارها" که جشن‌های "سالگرد آفرینش‌های شش‌گانه (آسمان، آب، زمین، گیاه، چارپای مفید و انسان)" هستند و برخی جشن‌های مستحب، مانند جشن‌های برابری نام روز و ماه. در عهد باستان ایران و در اعتقادات زرتشتی، ماه را به چهار قسمت نامساوی تقسیم می‌کردند و هر روز ماه را با نام یکی از امشاسپندان (فرشتگان) و ایزدان می‌خواندند. در هر ماه، در روزی که با نام آن ماه همنام می‌شد، جشنی برگزار می‌کردند که برخی از این جشن‌ها از عمومیت و اهمیت زیادی برخوردار بودند و تا امروز اعتبار و اهمیت خود را حفظ کرده‌اند، که جشن فروردینگان نیز یکی از این جشن های ماهانه به حساب می آید.

SarzaminePersia.Persianblog.IR




دسته بندی شده در: :جشن های باستانی و ملی ایرانی و دسته بندی شده در: :جشن های ماهانه ایران و دسته بندی شده در: :دانستنی هایی از شکوه ایران باستان




نگاشته شده توسط : مهیار ، در ساعت ۳:٢۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸٩

                                         سالنامه 1389 .:SarzaminePersia.Persianblog.IR:.

برای امروز، نسخه PDF نرم افزار سالنامه (تقویم) ایرانی سال ١٣٨٩ خورشیدی رو براتون در نظر گرفتم. این سالنامه شامل زمان جشن ها و گردهمایی های ایران باستان هم میشه...

دانلود این سالنامه بر اساس هر ماه در یک صفحه-١٨٣کیلوبایت:

سالنامه 1389، هر ماه یک صفحه

دانلود این سالنامه بر اساس هر هفته در یک صفحه-٢٨٠کیلوبایت:

سالنامه 1389، هر هفته یک صفحه

SarzaminePersia.Persianblog.IR




دسته بندی شده در: :دانلود و دسته بندی شده در: :جشن های باستانی و ملی ایرانی و دسته بندی شده در: :جشن های ماهانه ایران و دسته بندی شده در: :سالنامه های ایرانی




نگاشته شده توسط : مهیار ، در ساعت ۳:۱٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸٩

       سیزده بدر

سالیانی ست که دیگر نشانی از نام "سیزده بدر" در تقویم های ایرانی نیست و به جای آن نام "روز طبیعت" نشانده شده است. اما همه روزهای سال روز خدا و روز طبیعت است. طبیعت یعنی هر آنچه در خارج از ذهن عینیت دارد. این چه ربطی به بهار و زمستان دارد؟! همه عالم در همه زمان ها طبیعت است. از این رو است که عارفان طبیعت یا به بیان دیگر عالم را جلوه گاه خداوند می دانند. این تجلی گاه الزاماً در آغاز بهار نیست. نمی توان این جلوه گاه را ناآگاهانه در ایامی خاص محدود کرد. تغییر نام «سیزده بدر» سر در عدم آگاهی داشته است. متاسفانه سیزده نوروز- یکی از خجسته ترین آیین های ایرانی- بیش از دیگر آیین های ملی ما مظلوم افتاده است .«روز طبیعت» به هیچ روی مبین بار معنایی «سیزده بدر» نیست که از آیین های بسیار پرمحتوای وابسته به نوروز است. بگذریم...

تیر روز از فروردین ماه برابر با 13 فروردین در گاهشماری ایرانی است. در فرهنگ ایرانی، هیچ یک از روزهای سال «نحس» و «بدیمن» یا «شوم» شمرده نشده، بلکه چنانچه می دانیم هر یک از روزهای هفته و ماه نام هایی زیبا و در ارتباط با یکی از مظاهر طبیعت یا ایزدان و امشاسپندان داشته و دارند. روز سیزدهم هر ماه خورشیدی در گاهشماری ایرانی نیز «تیر روز» نام دارد که از آن ِستاره ی تیشتر، ستاره ی باران آور می باشد و نیاکان فرهیخته ی ما از روی خجستگی، این روز را برای نخستین جشن تیرگان سال، انتخاب کرده اند. اما پس از حمله ی اعراب به ایران و از این رو که اعراب هفت روز در هر ماه را نحس می دانستند و سیزدهمین روز از هرماه نیز جز این روزها بوده، روز سیزدهم فروردین را هم به اشتباه نحس خواندند.

همانطور که پیشینه ی جشن نوروز را از زمان جمشید می دانند درباره ی سیزده به در (سیزده بدر) هم روایت هست که :
«... جمشید، شاه پیشدادی، روز سیزده نوروز را در صحرای سبز و خرم خیمه و خرگاه بر پا می کند و بارعام می دهد و چندین سال متوالی این کار را انجام می دهد که در نتیجه این مراسم در ایران زمین به صورت سنت و آیین درمی آید و ایرانیان از آن پس سیزده بدر را بیرون از خانه در کنار چشمه سارها و دامن طبیعت برگزار می کنند ...»
اما برای بررسی دیرینگی جشن سیزده بدر از روی منابع مکتوب، تمامی منابع مربوط به دوران قاجار می باشند و گزارش به برگزاری سیزده به در در فروردین یا صفر داده اند، از همین رو برخی پژوهشگران پنداشته اند که این جشن بیش از یکی دو سده دیرینگی ندارد اما با دقت بیشتر در می یابیم که شواهدی برای دیرینگی این جشن وجود دارد.
همانطور که پیش از این گفته آمد، تنوع و گوناگونی شیوه های برگزاری یک آیین، و دامنه ی گسترش فراخ تر یک باور در میان مردمان، بر پایه ی قواعد مردم شناسی و فرهنگ عامه، نشان دهنده ی دیرینگی زیاد آن است. همچنین مراسم مشابه ای که به موجب کتیبه های سومری و بابلی از آن آگاهی داریم، آیین های سال نو در سومر با نام «زگموگ» و در بابل با نام «آکیتو» دوازده روز به درازا می کشیده و در روز سیزدهم جشنی در آغوش طبیعت برگزار می شده. بدین ترتیب تصور می شود که سیزده بدر دارای سابقه ای دست کم چهار هزار ساله است.

از آیین های باستانی و عمومی سیزده بدر میتوان فال گوش ایستادن، فال گیری، گره زدن سبزه و گشودن آن، بخت گشایی و... را نام برد. علاوه بر این ها آیین های سیزده بدر مانند چهارشنبه سوری و نوروز، پر شمار، زیبا و دوست داشتنی است، بازی های گروهی، ترانه ها و رقص های دسته جمعی، گردآوری گیاهان صحرایی، خوراک پزی های عمومی، بادبادک پرانی، سوارکاری، نمایش های شاد، هماوردجویی جوانان، آب پاشی و آب بازی بخشی از این آیین هاست که ریشه در باورها و فرهنگ اساطیری دارند. از جمله شادی کردن و خندیدن به معنی فروریختن اندیشه های پلید و تیره، روبوسی نماد آشتی، به آب سپردن سبزه ی سفره ی نوروزی نشانه ی هدیه دادن به ایزد آب «آناهیتا» و گره زدن علف برای شاهد قرار دادن مادر طبیعت در پیوند میان زن و مرد، ایجاد مسابقه های اسب دوانی که یادآور کشمکش ایزد باران و دیو خشک سالی است.

در رابطه با علف گره زدن نیز طبق گفته های «حمزه ی اصفهانی» در کتاب «سِنی ملوک الارض و الانبیاء» صفحه های 23 تا 29 و گفته های «مسعودی» در کتاب «مروج الذهب» جلد دوم صفحه های 110 و 111 و «بیرونی» در کتاب «آثار الباقیه»:

«مَشیه» و «مَشیانه» که دختر و پسر دو قلوی کیومرث بودند، روز سیزدهم فروردین برای نخستین بار در جهان با هم ازدواج کردند. در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته نشده بود ! آن دو به وسیله ی گره زدن دو شاخه ی «موُرد»، پایه ی ازدواج خود را بنا نهادند و چون ایرانیان باستان از این راز به خوبی آگاهی داشتند، آن مراسم را به ویژه دختران و پسران دم بخت انجام می دادند، امروزه نیز دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی، نیت می کنند و علف گره می زنند.
این رسم از زمان «کیانیان» تقریبا فراموش شد و در زمان «هخامنشیان» دوباره آغاز شد و تا امروز باقی مانده است.
در کتاب «مُجمل التواریخ» چنین آمده است : «... اول مردی که به زمین ظاهر شد، پارسیان آن را «گل شاه» نامیدند، زیرا که پادشاهی او الا بر گل نبود، پس پسر و دختری از او ماند که مشیه و مشیانه نام گرفتند و روز سیزده نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال هیجده فرزند بوجود آوردند و چون مُردند، جهان نود و چهار سال بی پادشاه بماند.»

همانگونه که شباهتی بین چهارشنبه سوری و نوروز امروزی متداول در شهرهای بزرگ کشورمان با شیوه های اصیل و کهن آن وجود ندارد، سیزده بدر امروزی نیز تنها نامی از یک جشن کهن را برخود داشته و شباهت آنچنانی به آیین کهن و یادگار نیاکان ما ندارد. نحوه ی اجرای این جشن، مانند بسیاری از دیگر آیین های ایرانی، عمیقا از شیوه ی اصیل و باستانی خود دور شده است و به شکل فعلی آن، دارای سابقه ی تاریخی در ایران نیست.
اگر در گذشته مادران و پدران ما، سبزه های نوروزی خود را در این روز به صحرا می برده و برای احترام به زمین و گیاه، آن را در آغوش زمین می کاشته اند، امروزه ما آن را به سوی یکدیگر پرتاب می کنیم و تکه تکه اش می کنیم.
سیزده بدرِ پیشینیان ما، روزی برای طلب باران فراوان در سال پیش رو، برای گرامیداشت و پاکیزگی طبیعت و مظاهر آن، و زیست بوم مقدس آنان بوده است. در حالیکه امروزه روز ویرانی و تباهی طبیعت است!!!!!

پی نوشت: بیایید امسال را با طبیعت مهربان تر باشیم!

SarzaminePersia.Persianblog.IR




دسته بندی شده در: :جشن باستانی نوروز و دسته بندی شده در: :جشن های باستانی و ملی ایرانی




نگاشته شده توسط : مهیار ، در ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ فروردین ۱۳۸٩

                                     

                                      کوروش بیا که با تو امــــیــــد آید،

                                      شب نیز صدای پای خورشید آید،

                                      تـــاریــــخ اگر دوباره تـــکـرار شود،

                                      آدم به طواف تخت جمشید آید...

                         هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز

                           ســــــــــال نــــــــــــــــــو مــــــــــــــــبــــــــــــــــارک

SarzaminePersia.Persianblog.IR




دسته بندی شده در: :جشن های باستانی و ملی ایرانی و دسته بندی شده در: :جشن باستانی نوروز