تاریخ ایران باستان...

به گذشته بازگردید... به آن چه که به آن تعلق دارید... به ایران باستان... "استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام و آدرس منبع مجاز است" .:عبارات بنفش رنگ، لینکی به مطلبی دیگر در رابطه با آن عبارت است:.


   

نگاشته شده توسط : مهیار ، در ساعت ٢:٤٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳۱ امرداد ۱۳۸٩

سال های سال پیش، شاعر بزرگ پارسی گوی، حکیم ابوالقاسم فردوسی (که نمیدونم نسبتی با عادل فردوسی پور داشته یا نداشته!) فرموده است:

ز شیرِ شتر خوردن و این بدبخت(سوسمار)
عرب را به جایی رسیده ست کار
که تاج کیانی کند آرزو
تفو بر تو ای چرخ گردون، تفو!

آره واقعا! دیگه رسما تفو بر تو ای چرخ گردون، تفو! همونطور که میدونین غذای مورد علاقه قبایل عرب چیزی نیست جز "سوسمار"! باور ندارین؟! خب تصاویر مستند زیر رو ببینین که اعراب چطور از سوسمارا غذای مورد علاقه شون رو درست میکنن...

17تا تصویره که برای جلوگیری از چندش شما(!) همه رو توی ادامه مطلب میذارم.

البته همینجا عاجزانه از ملت متمدنمون تقاضا دارم اگه طاقت دیدن تصاویر این سوسمارای بدبخت رو ندارن و یا چندششون میشه، نرن به ادامه مطلب...

SarzaminePersia.Persianblog.IR

 پی نوشت پیش از مشاهده ی تصاویر: خبر آمد خبری در راه است...




دسته بندی شده در: :دانستنی هایی از شکوه ایران باستان و دسته بندی شده در: :متفرقه




نگاشته شده توسط : مهیار ، در ساعت ۳:٠٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٩

    ساخت فیلم کوروش کبیر .:SarzaminePersia.Persianblog.IR:.

مرحله‌ نخست کار روی پروژه‌ سینمایی «کوروش کبیر» با انتخاب مسعود جعفری جوزانی به عنوان کارگردان این پروژه بین​المللی آغاز شد.

به گزارش خبرآنلاین، علی معلم، تهیه‌کننده‌ این فیلم سینمایی در این زمینه گفت: «شخصیت کوروش از جهت جایگاه تاریخی و ملی، پایه‌گذاری امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، بنیانگذاری حقوق بشر و احترام به ادیان ششصد سال پیش از میلاد، زمانه‌ای که هنوز در جهان بحث حقوق بشر حضور اولیه هم نداشت، پذیرش این شخصیت تاریخی از جانب ادیان الهی، به خصوص ذکر این شخصیت در قرآن کریم با عنوان ذوالقرنین، در شرایط امروز جهان که قدرت‌های بزرگ و بی‌تاریخ درصدد نفی جایگاه ایران در معادلات جهانی هستند، بسیار حائز اهمیت است.»

او ادامه داد: «از این رو اقدام برای ساخت این پروژه‌ ملی که از مرحله‌ نخست به توان یکایک ایرانیان و دست‌اندرکاران و متخصصان شریف سینمای ایران متکی خواهد بود در دستور کار قرار گرفت.»

معلم افزود: «مسعود جعفری جوزانی کارگردان برجسته‌ ایرانی که در سالیان گذشته از ابتدای دهه‌ 60 تا امروز جایگاه ویژه‌ای در آثار متعدد خود از «جاده‌های سرد» و «شیر سنگی» تا مجموعه‌ عظیم «در چشم باد» در سینمای ما داشته است، گزینه شایسته‌ رهبری هنری این پروژه‌ی بزرگ است.»

معلم افزود: «به جهت حفظ اصالت این پروژه در مرحله‌ نخست قرار بر این شده که سرمایه‌گذاری روی این پروژه متکی به ایرانیان توانمند و فعال در حوزه‌ اقتصاد و دوستدار وطن انجام و مراحل سرمایه‌گذاری به صورت شفاف دنبال شود. از این رو با نظر به حجم بالای سرمایه‌ای این پروژه و لزوم وابستگی آن به سرمایه‌های خصوصی با اعلام عمومی پذیرش سرمایه‌گذاری از سوی ایرانیان پاک‌نهاد که در گوشه و کنار جهان و ایران بزرگ اسلامی علاقمند به حمایت از این اثر ملی هستند. از علاقمندان درخواست می‌کنیم با پست‌های الکترونیکی koroush@moallem.com یا alimoallem@hotmail.com تماس گرفته و نحوه‌ مشارکت خود را اعلام کنند.»

معلم افزود: «جزئیات بیشتر در مورد فیلم «کوروش کبیر» که متکی به متخصصان سینمای ایران خواهد بود و از بازیگران بین‌المللی و ایران و تکنولوژی‌های جدید در ساخت آن استفاده می‌شود در آینده در اختیار رسانه‌ها قرار خواهد گرفت.»

پی نوشت ١: گفتنی ست که تارنگار "تاریخ ایران باستان"  حدود یک ماه و نیم پیش از اعلام این خبر (تاریخ اعلام خبر فوق ٢١خرداد میباشد) مطلبی در همین مورد نوشته بود که در آدرس http://sarzaminepersia.persianblog.ir/post/84 موجود است و نظریات عوامل فیلم اندکی بی شباهت به درخواست های مطرح شده این وبلاگ هم نیست!

پی نوشت 2: امیدواریم این فیلم با جنبه های زیبایی ساخته شود تا بتوان آن را در عرصه جهانی به نمایش گذاشت. ارزش کوروش بزرگ و سلسله هخامنشیان به قدری بالاست که هم اکنون نیز کشورهای جهان به آن ها احترام خاصی میگذارند. امید است که ساخت این فیلم کشورهای دیگر جهان را نیز تحت تاثیر قرار داده و به قدری خوب ساخته شود که دیگر کشورها رغبت خرید این فیلم را داشته باشند.

پی نوشت 3: از دوست و همراه گرامی، "yalda" که اطلاع رسانی کردن ممنونم...




دسته بندی شده در: :هخامنشیان و دسته بندی شده در: :پادشاهان ایران و دسته بندی شده در: :کوروش بزرگ و دسته بندی شده در: :جومونگ




نگاشته شده توسط : مهیار ، در ساعت ٤:۱٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ امرداد ۱۳۸٩

       نوروزبل .:SarzaminePersia.Persianblog.IR:.

نوروزبل به معنی آتش نوروزی بوده و نام جشنی است که در نخستین روز از نوروز برگزار می‌شود. این جشن، آغاز سال دیلمی است و در بزرگداشت آن شعله نوروزی می‌افروزند.

گاهشماری رایج میان مردم گیلک‌زبان کوهستان‌های گیلان و غرب مازندران وابسته به گاهشماری باستانی ایرانی (یزدگردی قدیم) بوده است. سال‌شماری یزدگردی قدیم، بنابر روایات ایرانی و هم‌چنین براساس محاسبات نجومی،‌ کهن‌ترین سال‌شمار ایرانی محسوب می‌شود.

گاهشماری باستانی دیلمی از دوران کهن تا زمان انتخاب یک روز کبیسه با نام ویشک (vishak) و نگه داشتن آن گاهشمار مورد استفاده مردم و حاکمان این منطقه بوده و سالی‌گردان محسوب می‌شد. یعنی آغاز سال؛ آن‌که در ابتدای اعتدال بهاری قرار داشت، در هر 1315068/4 سال یک روز از مبدا (اعتدال بهاری) فاصله می‌گرفت. این چرخش تا 929 سال ادامه داشت و سر سال، 225 روز از مبدا فاصله گرفت و به نیمه تابستان و زمان خرمن و برداشت فرآورده‌های کشاورزی و دامی رسید. این هنگام مناسب‌ترین زمان برای پرداخت مالیات و خراج به حاکمان بود. از این روی با انتخاب یک روز کبیسه به نگاه داشت سال مبادرت ورزیدند و انجام این کار نخستین تجربه و اقدام در انتخاب سال و مبدا خراجی در گاهشماری‌های ایرانی است.

با توجه به این موضوع، مردم دیلمان وقتی که سر سال (آغاز سال) باستانی به نیمه‌های تابستان رسیده بود، با انتخاب یک روز کبیسه در هر چهار سال با نام «ویشک» سال را در همان‌جا که بود نگاه داشتند. پس زمان این اقدام، مبدا جدید سال‌شماری دیلمی شد که این مبدا دقیقا برابر است با "روز دوشنبه، هرمزد روز (نخستین روز) از سال 5454 باستانی (یزدگردی قدیم) و 71082 روز پیش از مبدا هجری شمسی.

مراسم آغاز سال جدید (نوروزبل) به طور متغیر وابسته به محل برگزاری و نحوه قرار دادن پنج روز کبیسه، بین سیزدهم تا هفدهم امرداد ماه برگزار می‌شد.

مبدا تاریخی این مردم، نه یک رخداد سیاسی یا مذهبی، که یک رخداد کاملا علمی و البته مردمی است. دلیل اصلی‌ این امر، راحتی مردم کشاورز و دام‌دار و صنعتگر در دادن خراج و مالیات سالیانه بوده است.

بنابراین، این مبدا، متعلق به اندیشه یا مذهب یا تفکر خاصی نبوده و تنها بر پایه مناسبات تولید به‌وجود آمده و می‌تواند مورد وفاق تمام گیلکان، از هر اندیشه و مذهبی قرار گیرد.

ماه‌های سال دیلمی  به این ترتیب است: نوروز ما، کورچ ما، ارایه ما، تیر ما، موردال ما، شریر ما، امیر ما، آول ما، سیا ما، دیا ما، ورفنه ما، اسفندار ما.

برای تبدیل سال هجری شمسی به دیلمی، باید عدد 195 و یا دقیق‌تر، عدد 616/194 را به سال هجری شمسی اضافه کرد. برای تبدیل سال میلادی به دیلمی نیز، باید عدد 426 را از سال میلادی کم کرد.

سال دیلمی، دوازده ماه 30 روزه دارد به علاوه پنج روز اضافه به نام پنجیک (Panjik) که به پایان ماه هشتم اضافه می‌شود که روی‌هم رفته 365 روز است. هر چهار سال یکبار، یک روز به عنوان کبیسه به نام ویشک بر پنج روز پنجیک اضافه می‌شود.

***نوروزبل سال 1584 دیلمی بر تمام مردم دیار باران و سبز کوچک جنگلی شاد باد***

SarzaminePersia.Persianblog.IR




دسته بندی شده در: :تاریخچه استان گیلان و دسته بندی شده در: :دریای کاسپین و دسته بندی شده در: :جشن های باستانی و ملی ایرانی




نگاشته شده توسط : مهیار ، در ساعت ۳:۱٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸٩

          نقشه ی ایران در دوران هخامنشیان

درود دوستان (سلام)...
چند روز پیش یه آهنگی به دستم رسید که خیلی تحت تأثیرش قرار گرفتم. شاید بشه گفت این یکی از تنها آهنگ هایی باشه درست و حسابی درباره کوروش و داریوش در مجموع هخامنشیان و ایران باستان خونده شده باشه.
این آهنگ جدیداً خونده شده. با کلیک روی تصویر زیر، آهنگ "دروازه ی تمدن" از "بازپرس" رو دریافت کنین...

دروازه ی تمدن از بازپرس




دسته بندی شده در: :دانلود و دسته بندی شده در: :دانستنی هایی از شکوه ایران باستان




نگاشته شده توسط : مهیار ، در ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ امرداد ۱۳۸٩

بین دو جنگ قادسیه و نهاوند چهار ماه فاصله بود. در این بین، عمر بن الخطاب (خلیفه دوم مسلمین)، به یزدگرد سوم (بیست و هشتمین پادشاه ساسانی) نامه ای نوشت و در پی آن یزدگرد سوم ساسانی پاسخش را به این نامه داد. نسخه اصلی این نامه ها هم اکنون در موزه لندن نگهداری میشوند...


متن نامه عمر بن الخطاب به یزدگرد سوم:

       نمایی از نامه ی عمر بن الخطاب به یزدگرد سوم
از عمر بن الخطاب خلیفه مسلمین به یزدگرد سوم شاهنشاه پارس؛

یزدگرد! من آینده روشنی برای تو و ملت تو نمی بینم؛ مگر اینکه پیشنهاد مرا بپذیری و با من بیعت کنی. تو سابقاً بر نصف جهان حکم می راندی، ولی اکنون که سپاهیان تو در خطوط مقدم شکست خورده اند و ملت تو در حال فروپاشی است من به تو راهی را پیشنهاد می کنم تا جانت را نجات دهی.

شروع کن به پرستش الله واحد، به یکتا پرستی، به عبادت الله یکتا که همه چیز را او آفریده. ما برای تو و برای تمام جهان پیام او را آورده ایم؛ او که الله راستین است.

از پرستش آتش دست بردار و به ملت خود فرمان بده که آنها نیز از پرستش آتش که خطاست دست بکشند. به ما بپیوند. الله اکبر را پرستش کن که خدای راستین است و خالق جهان.

الله را عبادت کن و اسلام را به عنوان راه رستگاری بپذیر. به راه کفرآمیز خود پایان بده و اسلام بیاور و الله اکبر را منجی خود بدان.

با این کار، زندگی خودت را نجات بده و صلح را برای پارسیان بدست آر. اگر بهترین انتخاب را می خواهی برای عجم ها* انجام دهی با من بیعت کن.

الله اکبر،
خلیفة المسلمین،
عمر بن الخطاب.


*عجم: لقبی که اعراب به پارسیان می دادند؛ به معنی کودن، نادان، و لال!!

 

پاسخ یزدگرد سوم به عمر بن الخطاب:

         نمایی از نامه ی پاسخ یزدگرد سوم به نامه ی عمربن الخطاب
از شاه شاهان، شاه پارس، شاه سرزمین های پرشمار، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها، شاه پارسیان و نژادهای دیگر از جمله عرب ها، شاه فرمانروایی پارس، یزدگرد سوم ساسانی به عمربن الخطاب خلیفه تازیان*؛

به نام اهورا مزدا، آفریننده زندگی و خرد؛

تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را به راه راست هدایت کنی؛ به راه خدای راستینت، الله اکبر؛ بدون اینکه هیچ گونه آگاهی داشته باشی که ما که هستیم و چه را می پرستیم.

این بسیار شگفت انگیز است که تو لقب فرمانروای عرب ها را برای خودت غصب کرده ای، در حالی که آگاهی و دانش تو نسبت به امور دنیا به همان اندازه عرب های پست و مزخرف گو و سرگردان در بیابان های عربستان و انسان های عقب مانده بیابان گرد است.

مَردَک! تو به من پیشنهاد می کنی که خداوند یکتا را بپرستم، در حالی که نمی دانی هزاران سال است که ایرانیان خداوند یکتا را می پرستند و روزی پنج بار به درگاه او نماز می خوانند. هزاران سال است که در ایران، سرزمین فرهنگ و هنر، این رویه زندگی روزمره ماست.

زمانی که ما داشتیم مهربانی و کردار نیک را در جهان می پروراندیم، و پرچم پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک را در دست هایمان به اهتزاز درمی آوردیم، تو و پدران تو داشتید سوسمار می خوردید و دخترانتان را زنده به گور می کردید.

شما تازیان که دم از الله می زنید، برای آفریده های خدا هیچ ارزشی قائل نیستید؛ شما فرزندان خدا را گردن می زنید، اسرای جنگی را می کشید، به زن ها تجاوز می کنید، دختران خود را زنده به گور می کنید، به کاروان ها شبیخون می زنید، دسته دسته مردم را می کشید، زنان مردم را می دزدید، و اموال آنها را سرقت می کنید. قلب شما از سنگ ساخته شده است. ما تمام این اعمال شیطانی را که شما انجام می دهید محکوم می کنیم. حال با این همه اعمال قبیح که انجام می دهید، چگونه می خواهید به ما درس خداشناسی بدهید؟

تو به من می گویی از پرستش آتش دست بردارم؛ ما ایرانیان عشق به خالق و قدرت خلقت او را در نور خورشید و گرمی آتش می بینیم. نور و گرمای خورشید و آتش، ما را قادر می سازد که نور حقیقت را ببینیم و قلب هایمان برای نزدیکی به خالق و به همنوع گرم شود. این به ما کمک می کند تا با همدیگر مهربان تر باشیم، و این نور اهورایی را در اعماق قلبمان روشن می سازد.

خدای ما اهورا مزداست و این بسیار شگفت انگیز است که شما تازه او را کشف کرده اید و نام الله را بر روی آن گذارده اید. اما ما و شما در یک سطح و مرتبه نیستیم. ما به همنوع کمک می کنیم، ما عشق را در میان آدمیان قسمت می کنیم، ما پندار نیک را در بین انسان ها ترویج می کنیم، ما هزاران سال است که فرهنگ پیشرفته خود را با احترام به فرهنگ های دیگر بر روی زمین می گسترانیم؛ در حالی که شما به نام الله به سرزمینهای دیگر حمله می کنید، مردم را دسته دسته می کشید، قحطی به ارمغان می آورید و ترس و تهی دستی به راه می اندازید. شما رفتارهای شیطانی را به نام الله انجام می دهید. چه کسی مسئول این همه فاجعه است؟ آیا الله به شما دستور داده قتل کنید، غارت کنید و ویران کنید؟ یا اینکه پیروان الله به نام او این کارها را انجام می دهند؟ و یا هردو؟

شما می خواهید عشق به خدا را با نظامی گری و قدرت شمشیرهایتان به مردم یاد بدهید. شما بیابان گردهای وحشی می خواهید به ملت متمدنی مثل ما، درس خداشناسی بدهید. ما هزاران سال فرهنگ و تمدن در پشت سر خود داریم، تو به جز نظامی گری، وحشی گری، قتل و جنایت چه چیزی را به ارتش عرب ها یاد داده ای؟ چه دانش و علمی را به مسلمانان یاد داده ای که حالا اصرار داری به غیر مسلمانان نیز یاد بدهی؟ چه دانش و فرهنگی را از الله ات آموخته ای که اکنون می خواهی به زور به دیگران هم بیاموزی؟

افسوس و ای افسوس که ارتش پارسیان ما از ارتش شما شکست خوردند و حالا مردم ما به زور شمشیر مجبورند همان خدای خودشان را این بار با نام الله پرستش کنند و همان پنج بار نماز را بخوانند ولی این بار به زبان عربی؛ چون گویا الله شما فقط عربی متوجه میشود.

من پیشنهاد می کنم که تو و همدستانت به همان بیابان هایی که پیش از این عادت داشتید در آن زندگی کنید برگردید. آنها را برگردان به همان جایی که عادت داشتید جلوی آفتاب از گرما بسوزید، به همان زندگی قبیله ای، به همان سوسمار خوردن ها و شیر شتر نوشیدن ها.

من تو را نهی می کنم از این که این دسته های دزد را در سرزمین آباد ما رها کنی؛ در شهر های متمدن ما و در میان ملت پاکیزه ما جایی برای شما وجود ندارد.

این چهار پایان سنگدل (ارتش اعراب) را آزاد مگذار تا مردم ما را بکشند کنند، زنان و فرزندان ما را بربایند، به زنهای ما تجاوز کنند و دخترانمان را به کنیزی به مکه بفرستند. نگذار این جنایات را به نام الله انجام دهند؛ به این کارهای جنایتکارانه پایان بده.

آریایی ها بخشنده، خونگرم، و مهمان نوازند؛ انسان های پاک به هر کجا که بروند تخمِ دوستی، عشق، آگاهی و حقیقت را خواهند کاشت. بنابراین آنها تو و مردم تو را به خاطر این کارهای جنایتکارانه ات مجازات نخواهند کرد.

من از تو می خواهم که با الله اکبرت در همان بیابان های عربستان بمانی، و به دلیل داشتن عقاید ترسناک و خوی وحشی گری، از نزدیک شدن به شهرهای آباد و متمدن ما خودداری کنی.

یزدگرد سوم ساسانی.


*تازی: لقبی که پارسیان به اعراب می دادند؛ به معنی سگ شکاری.

SarzaminePersia.Persianblog.IR

با دریافت نسخه ی جاوای این متن، همواره این نامه ها را به همراهتان داشته باشید...




دسته بندی شده در: :ساسانیان و دسته بندی شده در: :دانستنی هایی از شکوه ایران باستان و دسته بندی شده در: :دانلود و دسته بندی شده در: :ایران و اسلام