تاریخ ایران باستان...

به گذشته بازگردید... به آن چه که به آن تعلق دارید... به ایران باستان... "استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام و آدرس منبع مجاز است" .:عبارات بنفش رنگ، لینکی به مطلبی دیگر در رابطه با آن عبارت است:.


   

         ساختمان باستانی شهرداری رشت+ مجسمه میرزا کوچک خان در روبروی آن

سابقه تقسیمات کشوری ایران به قرن پنجم پیش ازمیلاد مسیح (دوره فرمانروایی هخامنشیان) می رسد. اولین تقسیمات کشوری توسط داریوش اول ( 521 – 485 ق. م ) انجام گرفت، که قلمرو پادشاهی ایران شامل تمام منطقه خاورمیانه، خاور نزدیک و آسیای مرکزی بوده است.
داریوش اول این منطقه وسیع را به 30 قسمت بر مبنای حدود جغرافیایی و ویژگیهای  نژادی و قومی تقسیم و برای هر قسمت فرمانروا و حکمرانی به عنوان "خشتروپان" یعنی شهربان انتخاب کرد .
با توجه به کتیبه های رسمی پادشاهان  پارسی، سرزمین کادوسیان و کاسپیان (گیلان و دیگر بخشهای سواحل
دریای کاسپین) جزو سرزمینهای تابع هخامنشیان نبوده است.

دیاکونوف (مورخ روس) در کتاب «تاریخ ماد» می نویسد: در اراضی نزدیکتر به کرانه دریای کاسپین و نیمه پایینی دره قزل اوزن (سپیدرود) و نقاط شمالی تر آن، پادشاهی های کوچک وجود داشت و قبایلی در آنجا می زیستند که مولفان عهد باستان بعدها ایشان را گلها و کادوسیان و غیره نامیدند. کاسپی ها از نخستین قبایلی بودند که در این منطقه می زیستند (در محل گیلان امروزی).

پس از هخامنشیان، سلوکیان سرزمین های ایران را به 72 ساتراپ تقسیم کردند. ولی روشن نیست که گیلان جز قلمرو آنها به شمار میرفته و یکی ازساتراپ های هفتاد و دو گانه بوده یا نه؟ اگربه روایتهای "ابن مقفع" اعتماد کنیم، سرزمین گیلان نبایستی جزء ساتراپ های مزبور باشد. زیرا ازآنچه وی در مقدمه "نامه تنسر" می نویسد، چنین برمی آید که گیلان و طبرستان در زمان سلوکیان استقلال خود را بازیافته بودند.

در زمان اشکانیان در قلمرو سلطنت آنان دو نوع ایالت وجود داشت:
1-ایالت هایی که اطاعت از شاهان داخلی داشتند و از شاهنشاهان اشکانی به طور ظاهری تبعیت میکردند.
2-ایالت هایی که مستقیما تابع حکومت مرکزی شاهنشاه اشکانی بودند و برای هر یک ازآنها ازطرف پادشاهان اشکانی، فرمانروا تعیین می گردید و تعداد آنها 18 ایالت بود.
لذا نمیتوان تردید داشت که گیلان جزو ایالاتی بوده که ازپادشاهان داخلی خود پیروی می کرده و تابع حکومت شاهنشاه اشک نبوده است.

در ابتدای دوران ساسانی، سازمان کشور همچون دوران اشکانیان بود. ابن خردادبه در اثر مشهور خود «المسالک و الممالک»  لقب پادشاهان زمین را ذکرکرده و سپس تحت عنوانی دیگر، نام 33 تن از شاهان را بیان می کند، که نام "گیلان شاه" نیز در میان اسامی پادشاهان به چشم می خورد. از این نوشته چنین استنباط میگردد که در آن دوران نیز گیلان سرزمینی مستقل بوده است.

"سعید نفیسی" نویسنده «تاریخ تمدن ایران ساسانی»، معتقد است که ایران در دوره ساسانیان از یک نوع دولت متحد یا کنفدراسیون تشکیل شده بود و هر یک  از این کنفدراسیونها حکمرانی مستقل داشته که غالبا به نام سرزمین و نژادشان حکم شاه میافزودند، و براین اساس سرزمینهای یاد شده (توسط ابن خردادبه واز جمله دیگران) را یکی از ولایت های مستقل و کنفدراسیون ایران می شمارد.

پس از انقراض ساسانیان و تسلط اعراب بر ایران، تقسیمات کشوری تا چند قرن در ایران مفهومی نداشت و پیوسته در معرض تغییر و تبدیل بود. البته اعراب توانایی این را نداشتند که گیلان را تصرف کنند. زیرا کاسپی ها که قومی دلاور و جنگجو بودند مانع نفوذ اعراب به داخل سرزمینشان می شدند. ضمن این که اعراب اکثرا در مناطق بیابانی زندگی می کردند و به جنگل ها و کوه های منطقه گیلان آشنایی نداشتند و در آن سو، گیلانی ها مسلط بر این موقعیات.

گیلان طی سیصد سال پس از حمله اعراب به ایران نیز با ایالات دیگر ایران که تحت تسلط اعراب بودند رابطه ای نداشته و دارای استقلال کشوری بود. سالیان سال پس از اسلام آوردن مناطق ایران، گیلانی ها بدون شکستی در هیچ گونه جنگی و تنها با خواسته و میل خود دین اسلام را پذیرفتند.

 

از قرن پنجم تا دوره مغول در منابع معتبر تاریخی شرح قابل توجه و دقیقی در مورد حدود، موقعیت و تقسیمات کشوری گیلان دیده نمی شود.

براساس  اطلاعات "حمدالله مستوفی" در «تاریخ گزیده»، ایران در دوران پادشاهان مغول شامل 20 بخش بوده و گیلان یکی از بخشهای 20گانه  محسوب می شده است.

گرچه در این تقسیم بندی گیلان به عنوان استان بیستم ایران معرفی شده، ولی نباید فراموش کرد که این سرزمین در دوره مغولان نیز تابع حکومت مرکزی نبوده و خطه ی مستقلی محسوب می شده است.

در دوران صفویه، ایران به 4 والی نشین و 13 بیگلر بیگی نشین تقسیم شده بود. برطبق مدارک و ماخذ موجود ازجمله کتاب «نظام ایالات دوره صفویه» نوشته "رهربرن"، گیلان در دوره مزبور یکی از ایالات چهارگانه والی نشین ایران شناخته شده بود.

در دوره افشاریه وضع ایران از نظر تقسیمات کشوری با دوران صفویه تفاوت چندانی نداشت.

قاجاریان تقسیمات کشوری را تغییر دادند. در دوره پادشاهی فتحعلی شاه قاجار که مصادف با آغاز قرن سیزدهم هجری بود، کشور ایران به 15 ایالت و تعدادی ولایت تقسیم شد که گیلان با وجود اهمیت فوق العاده ای که داشت در شمار ایالات بزرگ ایران قرار نداشته و جزو ولایات درجه دوم بود.

5 ایالت بزرگ عبارت بودند از: "خراسان، آذربایجان، کرمان، فارس و خوزستان". یک سال پس از تصویب متمم قانون اساسی، یعنی در سال 1325 هجری قمری، قانون تشکیل ولایات و ایالات به تصویب سومین دوره قانونگذاری مجلس شورای ملی رسید؛ در ماده 2 قانون تعریف ایالت، اسامی ایالات ایران چنین تعریف شده است:
«ایالت قسمتی از مملکت است که دارای حکومت مرکزی و ولایات حاکم نشین جزء است و فعلا منحصر به 4 ایالت است: آذربایجان، کرمان و بلوچستان، فارس و بنادر، خراسان و سیستان»
«ولایت قسمتی ازمملکت است که دارای یک شهر حاکم نشین و توابع باشد. اعم از این که حکومت آن تابع پایتخت یا تابع مرکزایالتی باشد، شامل 12 ولایت: استرآباد، مازندران، گیلان، زنجان، کردستان، لرستان، کرمانشاهان، همدان، اصفهان، یزد، عراق، و خوزستان بود.»

در سال 1302 شمسی ایران دارای 8 ایالت به شرح زیر بوده است:
آذربایجان، گیلان، مازندران، استرآباد، خراسان، کرمان، فارس، خوزستان.
ولایات دیگر شامل ولایت غربی، لرستان، کرمانشاهان، کردستان و ولایات مرکزی که ناحیه وسیع عراق عجم را دربرمی گرفت. هر ولایت مشتمل بر چند بلوک و هر بلوک مشتمل بر چند محال بود»

در آبان ماه 1316 بر اساس قانون تشکیل ایالات و ولایات، ایران به استان های شمال، غرب، جنوب، شمال غرب، شمال شرق، و مکران تقسیم شد؛ که توابع استان شمال، شهرستانهای استان گیلان، تنکابن، مازندران، گرگان، تهران، قزوین، قم، ساوه، کاشان، اصفهان، اراک، گلپایگان، محلات، خمسه، سمنان و دامغان بوده است.

شکل تقسیمات سیاسی و اداری فوق چند ماهی بیش دوام نیاورد و در 19 دی ماه همان سال طی تصویب نامه ای، تقسیمات کشوری به شکل استانهای یکم تا دهم تغییر یافت و ایران به 10 استان تقسیم گردید.

استان یکم شامل شهرستانهای زیر بود:
شهرستان زنجان، شهرستان قزوین، شهرستان رشت (که شامل هشت بخش به نامهای رشت، صومعه سرا، رودبار، لاهیجان، بندر پهلوی، کوچصفهان، خمام و لنگرود بود)، شهرستان ساوه، شهرستان سلطان آباد، شهرستان شهسوار.

سپس با توجه به تغییرات ایجاد شده طی سالهای 1317 تا 1330 در محدوده سیاسی-اداری استان یکم و با توجه به ماده 13 قانون وظایف و اختیارات استانداران، نام استانها تغییریافت و "استان یکم" به "استان گیلان" تبدیل شد.

در 7 بهمن 1340 شهرستان اراک، و 6 مرداد 1348 شهرستان زنجان از استان گیلان مجزا گردید.

پس از انقلاب اسلامی و در تاریخ 20 شهریور 1358 نام "بندر پهلوی" به "بندر انزلی" تغییر یافت. در این تاریخ، گیلان شامل 11 شهرستان گردید. پس ازآن  تا سال 1370 در تقسیمات گیلان تغییری حاصل نشد.
هم اکنون و براساس آخرین تقسیمات کشوری، استان گیلان به مرکزیت شهر "رشت"، دارای 16شهرستان، 45 شهر، 43 بخش، 109 دهستان و 2892 آبادی می باشد که 2690 آبادی دارای سکنه و 202 آبادی خالی از سکنه است.

گیلانی ها در دوره ای خاص بر تمام سرزمین ایران تسلط داشتند و آن در دوره شاهنشاهی تحت عدالت سلسله "آل بویه" بوده است.
در زمان جنگ جهانی و حمله روس ها به ایران نیز، مدتی توسط تلاش های میرزاکوچک خان و مبارزات او علیه دشمنان، به طور غیر رسمی "جمهوری گیلان" شکل گرفته و از شاهنشاهی ایران جدا گشت، اما پس از مدت کوتاهی از هم پاشید.
از مفاخر بزرگ علمی حال حاضر استان گیلان در سطح جهان نیز می توان به "پروفسور فضل الله رضا" مغز متفکر ناسا (سازمان فضانوردی ایالات متحده آمریکا) و همچنین پایه‌گذار نظریه اطلاعات و مخابرات، "پروفسور مجید سمیعی" برترین جراح مغز و اعصاب دنیا و همچنین رییس سازمان پزشکان مغز و اعصاب جهان، و... اشاره کرد.

منابع خدادادی گیلان شامل موارد بسیار زیاد و با اهمیتی است که این منطقه را در حد یک کشور مهم کرده است. از آن جمله میتوان به منابع عظیم نفت و گاز طبیعی، جنگل و منابع طبیعی گسترده، وجود محصولات کشاورزی مختلف و گسترده از برنج و چای گرفته تا اینکه گیلان مسئولیت تولید 90درصد بادام در ایران و میزان گسترده زیتون ایران را بر عهده دارد. وجود دریا و امکان ارتباط ترانزیتی با کشورهای دیگر از راه ارزان دریا امکان ویژه ای برای گیلان فراهم آورده است. همچنین صید گسترده ماهی های گوناگون باعث شده تا گیلان از این لحاظ نیز موقعیت ویژه ای داشته باشد. وجود منابع معدنی از جمله اورانیوم و توریوم، طلا و... گیلان را به قطبی معدنی تبدیل کرده است. در یک کلام گیلان به اندازه یک کشور اهمیت و منابع در اختیار دارد.

SarzaminePersia.Persianblog.IR