نام هووخشتره پادشاه ماد را یونانیان به صورت (کی آخسارو، کیخسرو) نوشتهاند که در فارسی تلفظ فرانسوی آن یعنی سیاگزار Cyaxares را نیز زیاد نوشته و بکار بردهاند.
معنی نام او «خوشنشانه» است، به معنی کسی که میتواند خوب نشانهگیری کند. ریشه نام او از فعل هَخش (Haxsh) در پارسی باستان آمده که به معنی نشانهگیری کردن است. اجزاء این نام عبارتاند از هو (خوب)+هخش (نشانهگیری)+تر (اضافه دستوری).
هووخشتره ارتش ماد را تجدید سازمان و نوسازی کرد و با نَبوپَلَّسَر شاه بابل متحد شد. برای استوارسازی این اتحاد، دختر هووخشتره به نام امتیس به همسری پسر نبوپلسر یعنی بُختالنصر دوم درآمد.
ادمه مطلب: دلیل ساخت باغ معلق بابل، حمله به امپراطوری آشور، جد کوروش بزرگ...
نام هووخشتره پادشاه ماد را یونانیان به صورت (کی آخسارو، کیخسرو) نوشتهاند که در فارسی تلفظ فرانسوی آن یعنی سیاگزار Cyaxares را نیز زیاد نوشته و بکار بردهاند.
معنی نام او «خوشنشانه» است، به معنی کسی که میتواند خوب نشانهگیری کند. ریشه نام او از فعل هَخش (Haxsh) در پارسی باستان آمده که به معنی نشانهگیری کردن است. اجزاء این نام عبارتاند از هو (خوب)+هخش (نشانهگیری)+تر (اضافه دستوری).
هووخشتره ارتش ماد را تجدید سازمان و نوسازی کرد و با نَبوپَلَّسَر شاه بابل متحد شد. برای استوارسازی این اتحاد، دختر هووخشتره به نام امتیس به همسری پسر نبوپلسر یعنی بُختالنصر دوم درآمد. امتیس از زندگی در جلگه میانرودان دلگیر شد و برای کوههای بلند میهنش دلتنگی بسیار کرد. از این رو بُختالنصر دوم به عنوان هدیه برای همسرش دستور ساختن باغهای معلق بابل را داد تا بلندای دیوارهای آن برای امتیس حکم کوهساران را داشته باشد. پس نتیجه می گیریم که یکی از عجایب هفتگانه ی جهان برای یک بانوی ایرانی ساخته شده بود. (بنای تاج محل هم به دستور یکی از حکام هندوستان برای همسرش که همین نام (تاج محل) داشت ساخته شد.)
هووخشتره، در جوانی، شکست پدرش، خشتریته را در برابر آشوریها دیده بود و از آن درس عبرتی آموخته بود. او فهمید که برای مقابله در برابر آشوریان، میبایست نیروی نظامی مجهزی تشکیل دهد. زیرا سربازانی که فرماندهان و رئیسان زمین دار جمع آوری میکنند، هرگز از عهده ی سپاه منظم بر نمیآیند. از این رو، بر آن شد که سپاهی رزمی، مانند آشور، بنا کند. این نیرو، مجهز به تیر و کمان و شمشیر و سواره نظام ماهر بود.
هووخشتره، تصمیم به بیرون راندن سکاها گرفت. او، فرماندهٔ سکاها و سردارانش را به یک میهمانی دعوت کرد و همهٔ آنان را یکجا مسموم کرد. سپس، لشکریان سکاها را از سرزمین ایران بیرون راند.
حمله به امپراتوری آشور و لشکرکشیها
چون از جهت سکاها، آسودگی خاطر فراهم شد، هووخشتره، تصمیم به نابودی امپراطوری آشور گرفت. هووخشتره، با این نیروی نظامی، به سوی آشور حرکت کرده، و پایتخت آن یعنی شهر آشور را محاصره و فتح کرد. هوخشتره در سال ۶۱۴ پیش از میلاد از کوههای زاگرس گذشت و ضمن تسخیر آبادیهای آشوری سر راه، شهر آشور پایتخت دولت آشور را در محاصره گرفت. پس از سقوط شهر آشور، پادشاه بابل نبوپلسر در شهر آشور به دیدار هوخشتره آمد و در آنجا پیمان دوستی ایران و بابل تجدید شد. در سال ۶۱۳ پ. م. شاه آشور در نینوا بود.
هووخشتره و نبوپلسر توانستند با همیاری، پایتخت دوم آن یعنی شهر نینوا را در ۶۱۲ پ.م فتح کنند. ساراگوس، چون در برابر مادها و بابل، تاب مقاومت نیاورد، خود و خانواده اش را در آتش سوزاند؛ سپس شهر نینوا با خاک یکسان شد. هووخشتره و نبوپلسر توانستند امپراتوری آشور را درهمشکسته و دنیا از جنایات دولت ستمگر آشور، رهایی یافت.
پس از این پیروزی، مادها بین النهرین شمالی، ارمنستان و بخشهایی از آسیای صغیر و بخش شرقی رود قزل ایرماق را نیز ضمیمه امپراطوری خود کردند. در این شرایط رود قزل ایرماق به عنوان مرز بین امپراتوری قدرتمند ماد و سرزمین لیدیه شد. جنگ معروف بین مادها و لیدیها که با نام نبرد قزل ایرماق معروف است، در ۲۸ ماه می۵۸۵ قبل از میلاد مسیح، به دلیل کسوف ناگهانی پایان یافت.
نبرد بین ماد و سکا را هرودت (تاریخ نویس یونانی) این گونه نقل میکند:
بین لیدی و مادها جنگ به پا شد و تا پنج سال طول کشید. که در این سال ها گاهی مادها لیدی ها را عقب میراندند و گاهی لیدی ها مادها را به عقب میراندند و همچنین در شب نیز میجنگیدند. با این حال به جنگ با نتیجه برابر خود ادامه دادند. در ششمین سال نبردی در گرفت که تا جنگ شروع شد روز شب شد. و این تغییر روز را تالس میلسی برای لیدی ها پیشگویی کرده بود و این همین سال را مشخص کرده بود. مادها و لیدی ها وقتی دیدند که روز شب شد دست از جنگ برداشتند و هر دو مشتاق بودند که صلح برپا شود. و کسانی که بین آنها صلح به پا کردند سینسیس کیکیلیانی و لابینتوس بابلی بودند.این ها کسانی بودند که هر دو را تشویق به سوگند خوردن کردند و مبادله ازدواجی را به پا کردند تا آلایتس دختر خود آرینس را به ایشتوویگو پسر هووخشتره بدهد چون بدون یک رابطه قوی صلح پایدار نخواهد ماند. (Histories, 1.73-74, trans. Macaulay)
هووخشتره پس از این که جنگ با پیروزی پسرش، آستیاگ یا ایشتوویگو به پایان رسید از دنیا رفت. آستیاگ پدربزرگ مادری شاهنشاه هخامنشی، کوروش بزرگ، و پدر شاهدُخت ماندانا (مادر کوروش بزرگ) بود.

