هیچی! بازم طبق معمول چیزی نمیگم! شما فقط یه زحمتی بکشین روی این لینک کلیک کنین تا متوجه بشین چی دارم میگم! البته میدونین که چطور باید فیسبوک رفت؟ نه؟!
نیروی دریایی آمریکا اسم خلیج فارس رو به اسم جعلیش نوشت و یه خرده بعد با سیل پیام های ایرانی برای حمایت از خلیج فارس مواجه شد! اولش ادمین صفحه پیام های ایرانی رو حذف میکرد، اما حالا که با کولاک پیام ها مواجه شده دیگه بیخیال شده!
اگه به این صفحه برین خودتون میبینین که چطور ثانیه به ثانیه پیام ها میان!
خبر این حرکت به رسانه های آمریکایی هم رسیده...
شما هم از خلیج فارس حمایت کنید!
SarzaminePersia.Persianblog.IR
همان طور که اطلاع دارید با ... شدن پرشین پتیشن، دیگر لوگوی حمایتی این تارنما جهت حمایت از خلیج فارس که تاکنون در هزاران هزار تارنگار و تارنما به نمایش گذاشته میشد در هیچ جایی برای شناسه های ایرانی به نمایش در نمی آید. به همین جهت و از آنجایی که احتمالا ... شدن پرشین پتیشن ارتباطی به این لوگو نداشته است، تارنگار تاریخ ایران باستان کد این لوگو را با استفاده از همان تصویر پیشین و همان متن ساخته است و در اختیار همگان قرار میدهد تا حذف لوگوی پرشین پتیشن خودنمایی نکند.
در اینجا پیشاپیش از پرشین پتیشن و پرشین وبلاگ که نخستین ارائه دهنده های این لوگو بوده اند سپاسگذاری میکنم.

برای دریافت کدهای حمایت از خلیج فارس روی این جمله کلیک کنید
هیچی! همین! کافیه شما از پرشین وبلاگ (Persianweblog.com) وارد بخش لوگوهای حمایتی و بخش خلیج فارس بشید! میبینید که منظورم از تیتر این مطلب چیه!!
البته این اتفاق برای پرشین پتیشن افتاده که اینطوری شده!
راستش رو بخواین از هر ترفندی استفاده کردم تا بلکه دوباره این لوگو رو برگردونم که نشد. چون پرشین پتیشن به کلی در دسترس نیست کدش اجرا نمیشه. تونستم مربع لوگو رو بیارم، حتی نوشته "خلیج فارس همیشه فارس میماند" هم اومد، اما تصویرش که اصلش بود پیدا نبود!
ز شیر ِ شتر خوردن و سوسمار
عرب را به جایی رسیده ست کار
کــه تـــاج کــیـــانــــی کند آرزو
تــفـو بر تـو ای چرخ گــــردون، تـفو !!

پیش نوشت: سلام دوستان! میخواستم درباره تاریخچه استان گیلان که دارم مطلب میذارم، پشت سر هم بذارم؛ ولی مگه این عربا میذارن!!! انقدر چرت و پرت میگن که آدم رو مجبور میکنن پست فوریتی بذاره!!
"عرب در بیابان ملخ میخورد / و سگ پاسارگادی آب یخ میخورد"
عرب ها رو که میشناسین! یه مدته که یاد گرفتن هی به خلیج همیشه فارس میگن خلیج ا.ل.ع.ر+ب.ی!! الان هم یه سایت راه انداختن واسه نظرسنجی که میگن مردم دنیا رای بدن به اسم این خلیج.
شنیده ها و اطلاعاتی که در اختیار دارم حاکی از اینه که یه گروه عربی-ضدایرانی این نظرسنجی رو راه انداختن و میخوان نتیجه رو به گوگل ارئه بدن. پس از شما ایرانی عزیز و با غیرت میخوام که سریعا به این آدرس مراجعه کنین و به نام خلیج همیشه پارس (Persian Gulf) رای بدین و توطئه اون ها رو خنثی کنین و این خلیج رو از دست اون ها نجات بدین.
تا کنون بیش از 315هزار نفر در این نظرسنجی شرکت کردن که 74درصد به نام خلیج پارس رای دادن.
برای رای دادن فقط کافیه به آدرسی که در بالا دادم مراجع کنین، بعد گزینه Persian Gulf رو انتخاب کرده و در زیر گزینه ها، گزینه Vote رو کلیک کنین و منتظر باشین تا صفحه بعدی بیاد که رای شما حساب شده و نتیجه نظرسنجی تا اون لحظه رو به شما اعلام میکنه.
پی نوشت: اطلاعات بیشتر درباره خلیج پارس (مطالب ارائه شده درباره تاریخچه خلیج پارس)...
درباره تاریخچه خلیج پارس بیشتر بدانیم-بخش نخست
درباره تاریخچه خلیج پارس بیشتر بدانیم-بخش دوم
همچنین لینک تصحیح ترجمه گوگل درباره نام ایرانی دریای "کاسپین"...
***این خبر را تا جایی که می توانید منتشر کنید...***
برای حمایت از نام دریای کاسپین، بیایید در مترجم گوگل ترجمه واژه Caspian Sea را از دریای خزر به نام ایرانی "دریای کاسپین" تغییر دهیم. ما بارها گوگل را مجبور به تغییر ترجمه کلمات کرده ایم. بارزترین نمونه آن تغییر ترجمه Persian Gulf از "خلیج" به "خلیج فارس" است. برای این منظور اینجا کلیک نمایید . و سپس روی لینک Contribute a better translation که در زیر صفحه قرار دارد کلیک کرده و در جای خالی بنویسید دریای کاسپین و دکمه ارسال را بزنید.
این خبر را تا جایی که می توانید منتشر کنید...
(راهنمای تصویری در ادامه مطلب موجود است)

بزرگترین دریاچه جهان، دریاچهای که در شمال ایران قرار گرفته و در میان پنج کشور ایران، ترکمنستان، آذربایجان، قزاقستان و روسیه محصور است، در تمام دنیا و در تمام گفتگوهای بینالمللی، Caspian Sea یا همان دریای کاسپین خوانده میشود. اما در کشور ما ایران، با نامهای مختلف دیگری نامیده میشود که معروفترینشان دو نام خزر و مازندران است. نام خزر، سالیان سال است که در داخل ایران بر این دریاچه که از فرط بزرگی آن را دریا میخوانند، نهاده میشود و نام دریاچه مازندران هم نامی تازهساخت و البته عجیب است که گاه مورد استفاده قرار میگیرد. بگذریم از اینکه کشورهای حاشیهای این دریا هم هریک به نسبت سیاستهای قومی و نژادی خود نامهای دیگری بر آن مینهند.
کاسپین، از نام قوم باستانی ساکن در حاشیه جنوبی این دریا (دریاچه) گرفته شده است که کاسپی نامیده میشدند. مردمانی شجاع و قوی هیکلی که دارای موهای روشن و چشمان آبی و سبز بودند. چنانکه هنوز هم در زبان گیلکی، به چشمانی اینچنین «کاس» یا «کاسِ چوم» گفته میشود. این اقوام در محل فعلی سکونت گیلکها میزیستهاند.
اما، نام «خزر»، از نام قومی دیگر گرفته شده که در حاشیه شمالی این دریا میزیستهاند. اصطخری در مسالک و ممالک خود چنین آورده است:
«مردم خزر به ترکان نزدیک اند ، و اما به ترکان نمانند. و ایشان دو گروه اند: گروهی سیاه چرده باشند و سیاه موی - گویی از نژاد هندوان اند و گروهی سپیدروی باشند و با جمال - و از بت پرستان باشند،- ایشان فرزندان خود را بفروشند...»
«در کهن ترین نقشه های جهان که موقعیت این پهنه در آنها آمده ، چون نقشه هکاتوس (مربوط به 500 پ .م) و نقشه معروف آراتوتس (200 پ . م) همه جا نام این دریا بر گرفته از نام (کاسپین) است ، نه نام دیگر. در نقشه اراتوستن که بوسیله دکتر عبدالکریم صبحی استاد دانشگاه قاهره در سال 1966 به چاپ رسیده ، نام ( دریای قزوین) آورده شده که بر گرفته ازهمان نام کاسپین است.
در متن های دانشنامه های روسها همه جا از این پهنه با نام (کاسپیس کویه موره) یاد شده است. جالب اینکه ترک زبانان جمهوری آذربایجان وقتی به ترکی نوشته اند از آن با نام (خزر دنیزی) یاد کرده اند و وقتی به روسی مطلبی نوشته اند به همان صورت (کاسپین کویه موره) از این دریا نام برده اند.»
حال سوال این است، وقتی یک شرکت انتشاراتی اطلسهای جغرافیایی، در یکی از طرحهای کتاب جدید خود، و تنها در داخل پرانتز، نام «خلیج عربی» را در مقابل نام ابدی «خلیج فارس» اضافه کرد، رگ غیرت تمام ایرانیان به جوش آمد و کار به جاهای باریک کشید. و میدانیم که سالیان سال است که عربها، این نام مجعول را تبلیغ میکنند.
اما، وقتی تمام جهان، یکصدا نام دریاچه مذکور را «کاسپین» میخواند که نام یکی از اقوام شمال ایران و در نتیجه کاملاً ایرانی است، ما ایرانیها، در اقدامی عجیب، نام یک قوم غیرایرانی را بر دریاچه کاسپین میگذاریم و حتی کار بدانجا میکشد که خیلیها با شنیدن نام «کاسپین» تصور میکنند که واژهای انگلیسی میشنوند!
این دوگونگی در عمل گرچه در بین ما ایرانیان سابقهدار است، اما به این شدت، عجیب مینماید. چنانکه، اینجا که دیگر نیازی به اعتراض دستهجمعی و پتیشن و طومار امضا نمودن و محکوم کردن فلان وزیرخارجه و بهمان سخنگو نیست، و همه حرف حق را قبول دارند، خودمان، به دست خود، در نفی هویت خویش کوشیدهایم.
در چنین وضعیتی، شکایت به که باید برد؟!
پی نوشت: راهنمای تصویری تصحیح ترجمه در ادامه مطلب...
برگرفته از سایت ورگ

پیش نوشت: قبل از خوندن این مطلب، از همه ی دوستان و خوانندگان محترم به خاطر لحن این مطلب که شاید کمی خسته کننده باشه عذر میخوام...
پیشینه ی دریانوردی در خلیج پارس
پیشینه دریانوردی در خلیج فارس به گذشتههای بسیار دور، دستکم دو هزار سال پیش از میلاد، می رسد. مردمان تمدنهای سومر، آکاد، عیلام، همواره بین میانرودان(بینالنهرین) و موهنجودارو در دره سند، از این راه دریایی در رفت و آمد بودند. کاوشها و پژوهشهای چند دهه کنونی نشان داده است که فینیقیها، مردمانی آریایینژاد که در سرزمینهای ساحلی دریای مدیترانه (لبنان، بخشهایی از سوریه و فلسطین) زندگی می کردند، نخست در جزیرهها و سرزمینهای پیرامون خلیج فارس زندگی و دریانوردی می کردند. پس از روی کار آمدن هخامنشیان در ایران، داریوش اول برای کشف سرزمینهای تازه از دریانوردان برجسته ایرانی، فینیقی و ساترابهای یونانینشین امپراتوری پارس خواست که برای شناخت بیشتر آسیا و دیگر سرزمینها به دریانوردی بپردازند. به نظر میرسد در زمان همین پادشاه بود که شناخت ایرانیان از خلیج فارس بیشتر شد.
با این همه، کهنترین سند پیرامون دریانوردی در خلیج فارس به سده چهارم پیش از میلاد باز میگردد . در آن زمان، دریانوردی به نام نیارخوس به فرمان اسکندر مقدونی برای کاوش در سرزمینهای نه چندان شناخته به سفر دریایی پرداخت. او سفر خود را در یازدهمین سال فرمانروایی اسکندر آغاز کرد و از مصب رود سند به دهانهی تنگ هرمز و از آنجا به آبهای خلیج فارس رفت و سرانجام در ساحل رود کارون لنگر انداخت. او در این سفر از راهنمایی چند دریانورد ایرانی، از جمله بگیوس پسر فرناکه، هیدارس بلوچ و مازان قشمی بهرهمند بود و ماجرای سفر دریایی 146 روزهی خود را در سفرنامهای نوشت که اصل آن از بین رفته، اما چکیدهای از آن در کتاب یکی از تاریخنگاران سدهی نخست پیش از میلاد به عنوان لشکرکشی اسکندر، برجای مانده است. او هنگام دریانوردی در خلیج فارس با فانوسهای دریایی بزرگی روبهرو شده بودکه تا آن زمان مانند آن را ندیده بود و در سفرنامهی خود از آنها به عنوان یکی از شگفتیهای سفرش یاد کرده است.
زمان ساسانیان، شاپور دوم(ذوالاکتاف) پس از تصرف همهی جزیرههای خلیجفارس برای جلوگیری از یورش عربهای بادیهنشین، جزیرههای بحرین را به صورت ساخلو ( پادگان نظامی) درآورد. پس از ورود عربهای مسلمان به ایران و شکست ساسانیان، سراسر خلیج جولانگاه بازرگانان مسلمان شد. اما پس از کاهش نفوذ خلیفههای عباسی، فرمانروایان آلبویه(سدهی چهارم هجری/دهم میلادی) بار دیگر عمان و بحرین را بخشی از ایران کردند. از آن پس، عمان و بحرین و جزیرههای پیرامون آن، تا نزدیک یک سده بخشی از ولایت فارس به شمار میآمد و دولت آلبویه فرمانروایانی را برای ادارهی این منطقهی دریایی به سیراف و کیش میفرستاد. این دو بندر از نظر بازرگانی به چنان اهمیتی رسیدند که کشتیهای چینی بری خرید و فروش کالا در آنجا پهلو میگرفتند .
خلیج فارس در زمان سلجوقیان نیز اهمیت زیادی داشت. البته، تورانشاه سلجوقی، از سلجوقیان کرمان، مرکز بازرگانی دریایی را از سیراف به کیش جابهجا کرد و آرام آرام از اهمیت سیراف کاسته و بر اهمیت کیش افزوده شد. اتابکان فارس(قرن هفتم هجری/سیزدهم میلادی) به فرمانروایی امیران کیش پایان دادند و جزیرهی هرمز را مرکز بازرگانی دریایی کردند. در آن دوران، اهمیت بازرگانی خلیج فارس به اندازهای بود که پیش از کشف دماغهی امیدنیک به کوشش واسکو دیگاما (Vasco de Gama) ، دریانورد پرتغالی، خرید و فروش ادویه و ابریشم و دیگر کالاهایی که برای بازارهای اروپایی اهمیت بسیاری داشت، از راه خلیجفارس به دجله و سپس از میانرودان و بادیه شام به بندرهای سوریه در ساحل شرقی مدیترانه، انجام میگرفت و بازرگانان ونیزی کالاها را از این بندرها به اروپا میبردند.

ویژگی های خلیج فارس
خلیج فارس نام آبراهه ای در امتداد دریای عمان است که بین جنوب ایران و شمال شبهجزیره عربستان جای دارد. این خلیج 990 کیلومتر درازا و در پهنترین جای خود، نزدیک 340کیلومتر پهنا دارد که در تنگه هرمز به کمتر از 55کیلومتر کاهش می یابد. میانگین ژرفای آن 35متر است و ژرفای 90 تا 100متر نیز در جاهایی از آن وجود دارد. یونانیان این خلیج را پرسیکوس می نامیدند و عربها از گذشتههای بسیار دور آن را با نام بحرالفارس می شناختند...

