*پست دارای "ادامه مطلب" می باشد. در صورتی که از برگ نخست تارنگار این مطلب را مشاهده می کنید، برای مشاهده کامل می بایستی بر روی دکمه "ادامه مطلب" کلیک نمایید*

مقدمه...
با اینکه این جشن به باورمندان دین و آیین کهن "میترا" یا همان"مهر" تعلق دارد و با جشنهای کشاورزی در میان روستانشینان و کشاورزان ایرانی پیوند فروانی داشته و دارد، اما جای خرسندی است که در سالیان اخیر، بسیاری از ایرانیان و از جمله زرتشتیان کوشش میکنند تا مراسمی به یاد این جشن باستانی که جزئیات آن فراموش شده است را برگزار کنند.
یکی از مهمترین لازمههای پاسداشت آیینهای کهن، خودداری از دگرگونی و واژگونهنماییهای شخصی و خودخواسته است. کوشش در انتساب آن به ادیان دیگر و از جمله دین زرتشتی، برهمزدنِ شیوه برگزاری مراسم و زمان اجرای آن به دلخواه هر کس، و همچنین افزودن برخی عناصر ساختگی و بدون پیشینه تاریخی، تحریفِ فرهنگ و بزرگترین عامل آسیب به آیینهای کهن است. باشد تا با برگزاری جشنهای ملیِ باستانی با پاسداشت شیوه اصلی و کهن آن، آیین نیاکان را گرامی بداریم و از پیشگاه «ایزد مهر» پایندگی آن را آرزو کنیم.
جشن مهرگان...
جشن مهرگان یکی از کهنترین جشنها و گردهماییهای ایرانیان و هندوان است که در ستایش و نیایش مهر یا میترا برگزار میشود.
جشن مهرگان قدمتی به اندازه ایزد منسوب به خود دارد. تا آنجا که منابع مکتوبِ موجود نشان میدهد، دیرینگیِ این جشن دست کم تا دوران "فریدون" باز میگردد. شاهنامه فردوسی به صراحت به این جشن کهن و پیدایش آن در عصر فریدون اشاره کرده است:
به روز خــجــسته سرِ مـــهر ماه
به سر بـر نهاد آن کــیـانی کــلاه
زمانه بــی انـــدوه گشت از بدی
گـرفـتـنـد هـر کـس ره بـــخـردی
دل از داوریها بــــپـــرداخــتـنـــد
به آیـیـن یکی جـشن نو ساختند
نـشـستند فــرزانـگــان شــادکام
گـرفـتـنـد هـر یـک ز یــاقـوت جام
میِ روشن و چهره ی شــــاه نو
جهان نـو ز داد از سر مــــاه نــــو
بــفرمــود تـــا آتـــش افــروخــتند
هــمــه عــنبر و زعفران سوختند
پرستیدن مهرگان دین اوســــت
تنآسانی و خوردن آیین اوسـت
اگر یادگارست ازو ماه و مـــهـــر
بکوش و به رنج ایچ منمای چهـر
*شاهنامه فردوسی، تصحیح جلال خالقی مطلق، جلد یکم، داستان فریدون*
جشن مهرگان در آغاز مهرماه...
همانگونه که در گزارش فردوسی دیده میشود، زمان برگزاری جشن مهرگان در آغاز ماه مهر و فصل پاییز بوده است و این شیوه دست کم تا پایان دوره هخامنشی و احتمالاً تا اواخر دوره اشکانی نیز دوام داشته است. اما از این زمان و شاید در دوره ساسانی، جشن مهرگان به مهر روز از مهر ماه یا "شانزدهم ماه مهر" منتقل میشود.
دلیل برگزاری جشن مهرگان در آغاز مهرماه و اصولاً نامگذاری نخستین ماه فصل پاییز به نام مهر، در این است که در دورههایی از دوران باستان و از جمله در عصر هخامنشی، آغاز پاییز، آغاز سال نو بوده است و از همین روی نخستین ماه سال را به نام مهر منسوب کردهاند.
تثبیتِ آغاز سال نو در هنگام اعتدال پاییزی، با نظام زندگیِ مبتنی بر کشاورزیِ ایرانیان بستگیِ کامل دارد. میدانیم که سال زراعی از اول پاییز آغاز و در پایان تابستان دیگر خاتمه میپذیرد. قاعدهای که هنوز هم در میان کشاورزان متداول است و در بسیاری از نواحی ایران جشنهای فراوان و گوناگونی به مناسبت فرارسیدن مهرگان و پایان فصل زراعی برگزار میشود. در این جشنها گاه ترانههایی نیز خوانده میشود که در آنها به مهر و مهرگان اشاره میرود. شاید بتوان شیوه سال تحصیلیِ امروزی را باقیمانده گاهشماری کهن میترایی دانست. گاهشماری هخامنشی نیز مبتنی بر آغاز سال از ابتدای پاییز بوده است.
جشن هخامنشی میتراکانا...

جشن تیرگان از جشن های ماهانه ایران باستان به شمار می رود. بنابراین، تیر روز از تیر ماه سال، جشن تیرگان می باشد. در گاهنامه کنونی ایران (خورشیدی) این جشن برابر دهم تیرماه بوده و در گاهنامه باستانی برابر سیزدهم تیرماه می باشد. ایرانیان باستان سیزدهمین روز هر ماه را تیر (تیشر یا تیشتر) می نامیدند که به امشاسپند (فرشته) باران وابسته بود.
در مورد فلسفه برگزاری این جشن، ٢ روایت وجود دارد. نخست آن که...
*می گویند که در زمان منوچهر شاه پیشدادی، سالیان طولانی میان دو سپاه ایران و توران جنگ و ستیز بود. پس از سال ها نبرد، در طبرستان (مازندران) سپاه ایران به واماندگی و تنگنا می افتد و از آنجا که دو طرف جنگ نیز خسته شده بودند، حاضر به سازش می شوند. در مذاکرات افراسیاب (پادشاه توران) و منوچهر شاه و اطرافیانشان، قرار بر این شد که کمانداری، تیری در کمان نهاده و آن را پرتاب کند تا هر کجا که تیر بر زمین نشست، آنجا مرز بین ایران و توران شود.
بزرگترین کماندار ایرانی، آرش نام داشت. قرار بر این شد که آرش تیر را پرتاب کند. آرش خود را آماده کرده و به قله کوه دماوند رفت. تیر را به کمان نهاده و آماده پرتاب شد. در آن لحظه او تمام توان خود را به دستش رسانده و نیروهایش را جمع کرده و تیر را پرتاب نمود و بلافاصله با از دست دادن تمام نیروهایش در راه وطن، خود بی جان بر زمین افتاد.
تیر، روزها و شب ها در حرکت بود تا در کنار رود جیهون بر تنه درخت گردویی نشست و آنجا را مرز ایران و توران کرد.
از آن زمان بود که جشن تیرگان در میان ایرانیان گرامی داشته شد.
*دومین روایت مرسوم این است که در زمان پادشاهی پیروز ساسانی، به مدت هفت سال در ایران خشکسالی رخ داد. مردم گرد هم آمده و از خدای بزرگ طلب باران کردند.
با نیایش مردم و فرمان پروردگار به امشاسپند باران (تیشتر) باران در تیر روز از تیر ماه شروع به باریدن کرد و مزارع را پرآب کرد.
SarzaminePersia.Persianblog.IR
پیوندی مرتبط: آریوبرزن، دلاوری از جان گذشته در راه وطن
پیش نوشت: تصحیح ترجمه گوگل (واژه غیر ایرانی دریای خزر به "واژه پارسی دریای کاسپین" یادتون نره!)... برای حمایت از نام دریای کاسپین، بیایید در مترجم گوگل ترجمه واژه Caspian Sea را از دریای خزر به نام ایرانی "دریای کاسپین" تغییر دهیم. ما بارها گوگل را مجبور به تغییر ترجمه کلمات کرده ایم. بارزترین نمونه آن تغییر ترجمه Persian Gulf از "خلیج" به "خلیج فارس" است. برای این منظور اینجا کلیک نمایید . و سپس روی لینک Contribute a better translation که در زیر صفحه قرار دارد کلیک کرده و در جای خالی بنویسید دریای کاسپین و دکمه ارسال را بزنید.
این خبر را تا جایی که می توانید منتشر کنید...
جشن خردادگان...

ششمین روز از هر ماه "خرداد" نام دارد. جشن خردادگان از جشن های ماهانه ایران باستان محسوب میشود. خرداد، پنجمین امشاسبند است از شش ایزد بزرگ. خرداد در اوستا هئوروتات haurvatat که مرکب است از هئورو haurva به معنی رسایی و کمال و شادمانی و خرمی و جز دوم تات Tata پسوند است که دلالت به اسم مجرد مونث می نماید. پس این نام صفت است از صفات اهورامزدا که نشانه کمال و رسایی اوست. اما در عالم مادی و زمین نگاهبانی آب با خرداد است و به همین جهت در روز ششم فروردین یا خرداد روز از ماه فروردین از جمله آداب و مراسمی که در این روز میان ایرانیان انجام می شد غسل و شست و شوی ویژه ای بوده است که بی گمان به همان ایزد آب مربوط می شود.
چون در این ماه آب برای کشت و کشاورزی بیشتر نیاز بوده و سودمند است و باران بخشایش به زمین می بارد و زمین را آبیاری می کند از این روی کشاورزان برای خشنودی از دهش آب و باران بیشتر به این جشن ارج نهاده و از آن سپاسگزاری می کنند.
روز ششم هر ماه به نام خرداد، امشاسپند مادینه موکل بر آب، نامیده میشود و ششم خرداد از ماه خرداد جشنی در ستایش از این امشاسپند برگزار میشود. این روز در تقویم رسمی کشور مطابق با چهارم خرداد است.
خرداد یا هئوروتات به معنی تمامیت، کلیت و کمال است و مظهری است از مفهوم نجات برای افراد بشر. از کارهای عمده خرداد حمایت از آب است و شادابی گیاهان از اوست. همچنین خرداد مظهر تندرستی و سلامتی است.
در کتاب بندهش از گل سوسن به عنوان گل ویژه امشاسپند بانو « خُرداد » نام برده شده است که بر این بنیان بهترین نماد برای جشن خردادگان گل سوسن است. معروف ترین نمونههای گل سوسن نزد ایرانیان سوسن سپید Lilium candidum یا سوسن آزاد است که به نام سوسن ده زبان یا سوسن گل دراز نیز شناخته میشود، همچنین یکی دیگر از گونههای نادر گل سوسن که بومی اطراف رودبار (در استان گیلان) است ، سوسن چلچراغ Lilium lederbourii نام گرفته است.
SarzaminePersia.Persianblog.IR

فروردین روز از فروردین ماه (19 فروردین) جشن فروردینگان نامیده می شود.
در جشن "فَروَردینگان" که امروزه بیشتر به جشن "فرودگ" معروف است، ایرانیان باستان سر مزار درگذشتگان خود می رفتند و برای خشنودی روانها عود و کندر آتش برپا می کردند. در ایران قدیم، به مناسبتهای گوناگون جشنی برگزار میشد و از آنجا که «جشن» نوعی عبادت به شمار میآمد، برگزاری آن رنگ دینی نیز به خود گرفته بود. در باورهای ایرانی، برخی از این جشنها، جشنهای واجب بود، مانند "گاهنبارها" که جشنهای "سالگرد آفرینشهای ششگانه (آسمان، آب، زمین، گیاه، چارپای مفید و انسان)" هستند و برخی جشنهای مستحب، مانند جشنهای برابری نام روز و ماه. در عهد باستان ایران و در اعتقادات زرتشتی، ماه را به چهار قسمت نامساوی تقسیم میکردند و هر روز ماه را با نام یکی از امشاسپندان (فرشتگان) و ایزدان میخواندند. در هر ماه، در روزی که با نام آن ماه همنام میشد، جشنی برگزار میکردند که برخی از این جشنها از عمومیت و اهمیت زیادی برخوردار بودند و تا امروز اعتبار و اهمیت خود را حفظ کردهاند، که جشن فروردینگان نیز یکی از این جشن های ماهانه به حساب می آید.
SarzaminePersia.Persianblog.IR

برای امروز، نسخه PDF نرم افزار سالنامه (تقویم) ایرانی سال ١٣٨٩ خورشیدی رو براتون در نظر گرفتم. این سالنامه شامل زمان جشن ها و گردهمایی های ایران باستان هم میشه...
دانلود این سالنامه بر اساس هر ماه در یک صفحه-١٨٣کیلوبایت:
دانلود این سالنامه بر اساس هر هفته در یک صفحه-٢٨٠کیلوبایت:
SarzaminePersia.Persianblog.IR

تاریخچه...
در گاهشماریهای مختلف ایرانی، علاوه بر این که ماهها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بهعنوان مثال روز اول هر ماه «روز اورمزد»، روز دوم هر ماه، روز بهمن (سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم هر ماه، اردیبهشت یعنی «بهترین راستی و پاکی» که باز از صفات خداوند است، روز چهارم هر ماه، شهریور یعنی «شاهی و فرمانروایی آرمانی» که خاص خداوند است و روز پنجم هر ماه، «سپندارمذ» بودهاست. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق میورزد. زشت و زیبا را به یک چشم مینگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان میدهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را بهعنوان نماد مهر مادری و باروری میپنداشتند.
در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی میشدهاست که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن میشد، جشنی ترتیب میدادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلاً شانزدهمین روز هر ماه، «مهر» نام داشت و که در ماه مهر، «مهرگان» لقب میگرفت و میبینیم که چگونه هر جشنی با معنی و مفهوم عمیق خود برای مردم شادی میآفرید.
روز آبان در ماه آبان جشن «آبانگان» است یعنی جشن ستایش آب و روز آذر در ماه آذر جشن «آذرگان» است یعنی جشن ستایش آتش و همین طور روز پنجم ماه دوازدهم (اسفند)، «سپندارمذ» یا «اسفندار مذ» نام داشت که جشنی با همین عنوان میگرفتند. «سپندارمذگان» روز زن و زمین است.
روز پنجم اسفند در همه گاهشماریهای ایرانی به عنوان روز جشن اسپندار مذگان شناخته میشود.
آیین ها...
در این روز مردان به همسران خودهدیه میدادند. مردان زنان خانواده را بر تخت شاهی مینشاندند و از آنها اطاعت میکردند و به آنان هدیه میدادند. این یک یادآوری برای مردان بود تا مادران و همسران خود را گرامی بدارند و چون یاد این جشن تا مدتها ادامه داشت و بسیار باشکوه برگزار میشد همواره این آزرم و احترام به زن برای مردان گوشزد میگردید.
میتوان ادعا کرد جشن ولنتاین که امروزه در اروپا اجرا میشود همان جشن سپندارمذگان است.
اختلاف در زمان برگزاری...
هم اکنون در برخی جاها، به جای روز سپندارمذ (پنجم) از ماه سپندارمذ (اسفند)، روز بیست و نهم بهمن را روز جشن سپندارمذگان میدانند. در باره پرسش بخاطر وجود دوگانگیها باید گفت که جشنها و فاصلههای میان آنها در نوشتههای کهن ایرانی دارای تعریف و اندازههای مشخصی است که به مانند دانههای یک زنجیر در پیوستگی کامل با یکدیگر هستند. تغییر جای یکی از آنها، موجب گسست همه این رشته خواهد شد.
چنانکه در منابع ایرانی آمدهاست، جشن سده پس از ۴۰ روز از شب یلدا یا چله، و پس از ۱۰۰ روز از اول آبان قرار دارد. همچنین جشن سده، پیش از ۲۵ روز از جشن اسفندگان است.
این اندازهها و فاصلههای تعریف شده در نوشتهها و ریشه نامههای کهن ایرانی، تنها با گاهشماری ایرانی با ماههای سی و یک روزه (مبدأ هجری خورشیدی کنونی) که بزرگترین دستاورد دانش گاهشماری در جهان است، همسان است
از این رو، زمان درست شب یلدا برابر با شامگاه ۳۰ آذر، جشن سده در ۱۰ بهمن و جشن سپندارمذگان (اسفندگان) در ۵ اسفند است
دیگر نام ها و آیین ها...
این جشن را با نامهای جشن برزیگران هم نامیدهاند .در روز اسفندگان چند جشن با مناسکی بهخصوص برگزار میشدهاست. نخستین جشن مردگیران یا جشن مژدگیران بود که اختصاص به زنان داشت. در این روز مردان زنان را هدیهای خریدندی و از ایشان قدردانی کردندی. امروزه نیز بیشترین جنبهٔ مورد تأکید در اسفندگان قدردانی از زنان است. در زمان گذشته [چنان که ابوریحان روایت کردهاست] عوام کارهای دیگری هم انجام میدادند چون آئینهای جادوی برای دورکردن خرفستران اما ابوریحان این آئینها را تازه و نااصیل خواندهاست.
SarzaminePersia.Persianblog.IR
نقل از ویکیپدیا

به یکی دیگر از جشن های ماهانه ی ایرانیان باستان رسیدیم! "شــهــریــورگــان"
جشن شهریورگان در شهریور روز از شهریور ماه می باشد که روز چهارم ماه است (به تقویم هجری برابر با ۳۰ امردادماه)؛ و به نام امشاسپند (فرشته) توانای خشترا یا شهریور می باشد.
این فرشته مظهر سلطنت آسمانی و قدرت رحمانی است و همیشه خواهان فر و بزرگی و نیرومندی می باشد؛ او در جهان مادی نگهبان زر و سیم و فلزات دیگر و دستگیر بینوایان و فرشته رحم و مروت است. همچنین پادشاهان دادگر در تحت حمایت این فرشته مقتدر هستند. با توجه به همین صفات پاک است که ایرانیان قدیم این روز را جشن می گرفتند و به فقرا نیکی می کرده و آنها را اطعام می کردند.
چون این جشن به پادشاهان دادگر بستگی دارد که نماینده سلطنت آسمانی هستند، معمولا در این جشن به حضور پادشاهان می رفتند و شادباش می گفتند.
برای جشن شهریورگان از دو گونه دیگر می توان برتری قائل شد؛ اول اینکه در این ماه محصولات کشت و زرع جمع آوری می شود و چون معمولا برای بدست آوردن نتیجه هر کاری جشن و شادی لازم است، پس شهریورگان به مناسبت نتیجه گرفتن از نعمت کشت و کار و بدست آوردن محصولات بخصوص برای کشاورزان بهترین جشن وشادی است و در واقع جشن سر خرمن می باشد.
دوم این که در این ماه، پاییزه کاری شروع می شود و چون معمولا هر کار نیکی را با شادی باید آغاز کرد از این لحاظ جشن شهریورگان را می توان آغاز فصل جدید دیگری از هنگام کشت و زرع دانست و آن را مورد احترام قرار داد.
با دلایلی که ذکر شد جشن شهریورگان به خصوص برای کشاورزان از لحاظ جمع آوری محصول و بدست آوردن خرمن و همچنین از نقطه نظر شروع به کار پاییزه بهترین جشن و شادمانی است و به همین جهت است که نسبت به آن احترام زیادی قائل هستند و با شادی فراوان مراسم آن را به جای می آورند.
پی نوشت ١: پس دوستان گرامی، در کنار شادی های خود، نیازمندان را فراموش نکنید... تا آیین های باستانیتان را پاس بدارید.
پی نوشت ٢: این جشن هم اکنون توسط زرتشتیان برگزار می شود.

امـُـرداد روز (روز هفتم هر ماه امرداد نام داشت) در امرداد ماه، جشن امردادگان می باشد و به تاریخ خورشیدی برابر ۳ امردادماه است. این جشن متعلق به امشاسپند(فرشته) اَمـِـرتات که مظهر جاودانگی و تندرستی و دیر زیستن است، می باشد.
قبل از هر چیز باید درباره واژه اشتباه مرداد توضیح داده شود؛ واژه اوستایی امرداد، امرتاته amertata است که به معنای بی مرگی است و اگر الف آن را که پیشوند نفی است از قلم بیاندازیم معنی آِن عوض شده و فرشته بیمرگی و جاودانگی به دیو نیستی و مرگ تغییر شکل می دهد. زیرا همان طور که امرداد به معنی بی مرگی است مرداد معنی مرگ می دهد .بنابراین شایسته است که این کلمه را امرداد بخوانیم.
در گذشته در این روز جشنی با آیینهای خاص برگزار میشده است که اطلاعات آن چنان دقیقی از آن ها در دسترس نیست، اما آن چه واضح است این است که نیاکان ما در این روز به باغها و مزارع خرم و دلنشین می رفتند و پس از نیایش به درگاه پروردگار خود این جشن را با شادی و سرور در هوای صاف و در دامن طبیعت برگزار می کردند.
در ایران باستان، در هر ماه، یک بار نام روز و ماه یکی می شدند. ایرانیان این روزها را جشن میگرفتند و شادی میکردند. این دوزاده جشن به نام ماهها، فروردینگان (19 فروردین)، اردیبهشتگان (2 اردیبهشتگاهنامه شمسی(کنونی) و 3 اردیبهشت گاهنامه باستانی ایران)، خردادگان (4 خرداد کنونی 6 خرداد ایران باستان) تیرگان (10 تیر کنونی و 13 تیر ایران باستان)، امردادگان (3 امرداد کنونی و 7 امرداد ایران باستان)، شهریورگان (30 امرداد کنونی و 4 شهریور ایران باستان)، مهرگان (10 مهر کنونی و 16 مهر ایران باستان)، آبانگان (4 آبان کنونی و 10 آبان ایران باستان)، آذرگان (3 آذر کنونی و 9 آذر ایران باستان)، دیگان (25 آذر، 2 و 9 دی کنونی - ٨، ١۶ و٢۴ دی ایران باستان)، بهمنگان (26 دی کنونی و 2 بهمن ایران باستان) و اسفندگان یا سپندارمذگان (29 بهمن کنونی و 5 اسفند ایران باستان) خوانده می شوند.
در کتاب ها و اسناد تاریخی آمده است که نیاکان ما در آن روزگاران ایران در هر سال 76 جشن داشتند. یک حساب کوچک کافیست تا دریابیم ایرانیان باستان در روزی که بودند... یا روز جشن بود، یا یکی دو روز از جشن قبلی گذشته بود، یا خود را برای جشن یکی دو روز آینده آماده می کرده اند!
شاد باشید.


