
فرزندان من! دوستان من! من اکنون به پایان زندگی نزدیک گشتهام. من آن را با نشانههای آشکار دریافتهام.
وقتی درگذشتم، مرا خوشبخت بپندارید و کام من این است که این احساس در کردار و رفتار شما نمایانگر باشد؛ زیرا من به هنگام کودکی، جوانی و پیری بختیار بودهام. همیشه نیروی من افزون گشته است، آن چنان که هم امروز نیز احساس نمیکنم که از هنگام جوانی ناتوانترم.
من دوستان را به خاطر نیکوییهای خود خوشبخت و دشمنانم را فرمانبردار خویش دیدهام.
زادگاه من بخش کوچکی از آسیا بود. من آن را اکنون سربلند و بلندپایه باز میگذارم. اما از آنجا که از شکست در هراس بودم، خود را از خودپسندی و غرور بر حذر داشتم. حتی در پیروزی های بزرگ خود، پا از اعتدال بیرون ننهادم. در این هنگام که به سرای دیگر میگذرم، شما و میهنم را خوشبخت میبینم و از این رو میخواهم که آیندگان مرا مردی خوشبخت بدانند.
مرگ چیزی است شبیه به خواب. در مرگ است که روح انسان به ابدیت می پیوندد و چون از قید و علایق آزاد می گردد به آتیه تسلط پیدا میکند و همیشه ناظر اعمال ما خواهد بود. پس اگر چنین بود، که من اندیشیدم به آنچه که گفتم عمل کنید و بدانید که من همیشه ناظر شما خواهم بود؛ اما اگر این چنین نبود، آنگاه ازخدای بزرگ بترسید که در بقای او هیچ تردیدی نیست و پیوسته شاهد و ناظر اعمال ماست.
باید آشکارا جانشین خود را اعلام کنم تا پس از من پریشانی و نابسامانی روی ندهد. من شما هر دو فرزندانم را یکسان دوست میدارم ولی فرزند بزرگترم که آزمودهتر است کشور را سامان خواهد داد.
فرزندانم! من شما را از کودکی چنان پروردهام که پیران را آزرم دارید و کوشش کنید تا جوانتران از شما آزرم بدارند.
تو کمبوجیه! مپندار که عصای زرین پادشاهی، تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت. دوستان یک رنگ برای پادشاه عصای مطمئنتری هستند.
همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند .
هر کس باید برای خویشتن دوستان یک دل فراهم آورد و این دوستان را جز به نیکوکاری به دست نتوان آورد.
از کژی و ناروایی بترسید. اگر اعمال شما پاک و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد یافت، ولی اگر ظلم و ستم روا دارید و در اجرای عدالت تسامح ورزید، دیری نمی انجامد که ارزش شما در نظر دیگران از بین خواهد رفت و خوار و ذلیل و زبون خواهید شد. من عمر خود را در یاری به مردم سپری کردم. نیکی به دیگران در من خوشدلی و آسایش فراهم می ساخت و از همه شادی های عالم برایم لذت بخش تر بود.
به نام خدا و نیاکان درگذشتهی ما، ای فرزندان اگر میخواهید مرا شاد کنید نسبت به یکدیگر آزرم بدارید.
پیکر بیجان مرا هنگامی که دیگر در این گیتی نیستم در میان سیم و زر مگذارید و هر چه زودتر آن را به خاک باز دهید. چه بهتر از این که انسان به خاک که اینهمه چیزهای نغز و زیبا میپرورد آمیخته گردد.
من همواره مردم را دوست داشتهام و اکنون نیز شادمان خواهم بود که با خاکی که به مردمان نعمت میبخشد آمیخته گردم.
هماکنون درمی یابم که جان از پیکرم میگسلد... اگر از میان شما کسی میخواهد دست مرا بگیرد یا به چشمانم بنگرد، تا هنوز جان دارم نزدیک شود و هنگامی که روی خود را پوشاندم، از شما خواستارم که پیکرم را کسی نبیند، حتی شما فرزندانم. پس از مرگ بدنم را مومیای نکنید و در طلا و زیور آلات و یا امثال آن نپوشانید. زودتر آنرا در آغوش خاک پاک ایران قرار دهید تا ذره ذره های بدنم خاک ایران را تشکیل دهد. چه افتخاری برای انسان بالاتراز اینکه بدنش در خاکی مثل ایران دفن شود.
از همه پارسیان و هم پیمانان بخواهید تا بر آرامگاه من حاضر گردند و مرا از اینکه دیگر از هیچگونه بدی رنج نخواهم برد شادباش گویند.
به واپسین پند من گوش فرا دارید. اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید، به دوستان خود نیکی کنید.

این گفتارها از "کوروش نامه" نگاشته ی "گزنفون" تاریخ نویس یونانی است.
گزنفون در سال ۴۴۵ در ارخیوس یونان به دنیا آمد. او به همراه افلاطون از شاگردان سقراط بودند. گزنفون با جوانی دوست بود که آن فرد دوست کوروش کوچک (برادر اردشیر درازدست) بود. گزنفون که از جنگهای داخلی در آتن به تنگ آمده بود به ایران آمد و کنکاش هایش را در این خاک ادامه داد. از آنجایی که سرگذشت کوروش در آن زمان زبانزد همگان بود، او همت خود را به نگاشتن کتابی درباره کوروش گمارد و "کوروش نامه" را نوشت.
هم اینک این کتاب او از کتاب های مرجع تاریخی است.
SarzaminePersia.Persianblog.IR

مرحله نخست کار روی پروژه سینمایی «کوروش کبیر» با انتخاب مسعود جعفری جوزانی به عنوان کارگردان این پروژه بینالمللی آغاز شد.
به گزارش خبرآنلاین، علی معلم، تهیهکننده این فیلم سینمایی در این زمینه گفت: «شخصیت کوروش از جهت جایگاه تاریخی و ملی، پایهگذاری امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، بنیانگذاری حقوق بشر و احترام به ادیان ششصد سال پیش از میلاد، زمانهای که هنوز در جهان بحث حقوق بشر حضور اولیه هم نداشت، پذیرش این شخصیت تاریخی از جانب ادیان الهی، به خصوص ذکر این شخصیت در قرآن کریم با عنوان ذوالقرنین، در شرایط امروز جهان که قدرتهای بزرگ و بیتاریخ درصدد نفی جایگاه ایران در معادلات جهانی هستند، بسیار حائز اهمیت است.»
او ادامه داد: «از این رو اقدام برای ساخت این پروژه ملی که از مرحله نخست به توان یکایک ایرانیان و دستاندرکاران و متخصصان شریف سینمای ایران متکی خواهد بود در دستور کار قرار گرفت.»
معلم افزود: «مسعود جعفری جوزانی کارگردان برجسته ایرانی که در سالیان گذشته از ابتدای دهه 60 تا امروز جایگاه ویژهای در آثار متعدد خود از «جادههای سرد» و «شیر سنگی» تا مجموعه عظیم «در چشم باد» در سینمای ما داشته است، گزینه شایسته رهبری هنری این پروژهی بزرگ است.»
معلم افزود: «به جهت حفظ اصالت این پروژه در مرحله نخست قرار بر این شده که سرمایهگذاری روی این پروژه متکی به ایرانیان توانمند و فعال در حوزه اقتصاد و دوستدار وطن انجام و مراحل سرمایهگذاری به صورت شفاف دنبال شود. از این رو با نظر به حجم بالای سرمایهای این پروژه و لزوم وابستگی آن به سرمایههای خصوصی با اعلام عمومی پذیرش سرمایهگذاری از سوی ایرانیان پاکنهاد که در گوشه و کنار جهان و ایران بزرگ اسلامی علاقمند به حمایت از این اثر ملی هستند. از علاقمندان درخواست میکنیم با پستهای الکترونیکی koroush@moallem.com یا alimoallem@hotmail.com تماس گرفته و نحوه مشارکت خود را اعلام کنند.»
معلم افزود: «جزئیات بیشتر در مورد فیلم «کوروش کبیر» که متکی به متخصصان سینمای ایران خواهد بود و از بازیگران بینالمللی و ایران و تکنولوژیهای جدید در ساخت آن استفاده میشود در آینده در اختیار رسانهها قرار خواهد گرفت.»
پی نوشت ١: گفتنی ست که تارنگار "تاریخ ایران باستان" حدود یک ماه و نیم پیش از اعلام این خبر (تاریخ اعلام خبر فوق ٢١خرداد میباشد) مطلبی در همین مورد نوشته بود که در آدرس http://sarzaminepersia.persianblog.ir/post/84 موجود است و نظریات عوامل فیلم اندکی بی شباهت به درخواست های مطرح شده این وبلاگ هم نیست!
پی نوشت 2: امیدواریم این فیلم با جنبه های زیبایی ساخته شود تا بتوان آن را در عرصه جهانی به نمایش گذاشت. ارزش کوروش بزرگ و سلسله هخامنشیان به قدری بالاست که هم اکنون نیز کشورهای جهان به آن ها احترام خاصی میگذارند. امید است که ساخت این فیلم کشورهای دیگر جهان را نیز تحت تاثیر قرار داده و به قدری خوب ساخته شود که دیگر کشورها رغبت خرید این فیلم را داشته باشند.
پی نوشت 3: از دوست و همراه گرامی، "yalda" که اطلاع رسانی کردن ممنونم...

روزی کوروش در حال نیایش با خدا گفت: خدایا به عنوان کسی که عمری پر بار داشته و جز خدمت به بشر هیچ نکرده، از تو خواهشی دارم. آیا می توانم آن را بیان کنم؟؟؟
خداوند گفت: بگو ای بزرگوار بنده ی من...
-از تو می خواهم یک روز، فقط یک روز به من فرصت دهی تا ایران امروز را بررسی کنم؛ سوگند می خورم که پس از آن هرگز تمنایی از تو نداشته باشم.
- چرا چنین چیزی را می خواهی؟ به جز این هر چه را بخواهی برآورده می کنم؛ اما این را نخواه.
- خواهش می کنم. آرزو دارم در سرزمین پهناورم گردش کنم و از نتیجه ی سالها نیکی و عدالت گستری لذت ببرم. اگر چنین کنی بسیار سپاسگزار خواهم بود؛ و اگر این چنین هم برایم نکنی باز هم تو را سپاس خواهم گفت.
خداوند یکی از ملائکه ی خود را برای همراهی با کوروش به زمین فرستاد و کوروش را با کالبدی از پاسارگاد بیرون کشید؛ فرشته در کنار کوروش قرار گرفت.
کوروش گفت: عجب! اینجا چقدر مرطوب است!
فرشته تاسف خورد...
- می توانی مرا بین مردم ببری؟ می خواهم بدانم نوادگانم چقدر به یادم هستند؟؟
و فرشته چنین کرد...
کوروش برای این کار شوق و ذوق بسیاری داشت، اما به زودی ناامیدی جای آن را گرفت. به جز عده ای اندک کسی به یاد او نبود. کوروش بسیار غمگین شد، اما با صدایی رسا گفت: اشکالی ندارد؛ خب آنها سرگرم کارهای روزمره ی خود هستند.
فرشته تاسف خورد...
کوروش در راه می شنید که مردم چگونه یکدیگر را صدا میزدند: عبدالله، قاسم، جابر،...
- هرگز پیش از این چنین نام هایی را نشنیده بودم!!!
فرشته گفت: این نام ها عربی است و پس از هجوم اعراب به ایران مرسوم شدند.
- اعراب؟؟؟ آن ها دیگر چگونه موجوداتی هستند؟؟!!
- درست است؛ تو آنها را نمی شناسی. آخر آن موقع که تو بر سرزمین متمدن و پهناور ایران حکومت می کردی و حتی چندین قرن پس از آن، آنها قومی کاملا وحشی بودند.
کوروش بر افروخت...
- یعنی می گویی وحشی ها به میهنم هجوم آورده و آن را تصرف کردند؟! پس پادشاهان این سرزمین چه می کردند؟؟؟!!!!!!
فرشته بسیار تاسف خورد...
سکوت سهمگینی بین آنها حاکم شده بود.
پس از مدتی کوروش گفت: تو می دانی که من جز ایزد یکتا کسی را نمی پرستیدم؛ مردم من اکنون پیرو آیین الهی هستند؟
- در ظاهر بله!
کوروش خوشحال شد... - خدا را سپاس! چه آیینی؟
- اسلام.
- چگونه آیینی است اسلام؟
- آیینی بسیار نیک است.
و کوروش بسیار شاد شد... - خداوندا، تو را بسیار سپاس...
اما بعد از چند ساعت معنی "در ظاهر بله" را فهمید!
- نقشه ی گشایش های ایران را به من نشان می دهی؟ می خواهم بدانم میهنم چقدر گسترده شده است؟
و فرشته چنین کرد...
- همین؟؟؟!!!
کوروش باورش نمی شد، با ناباوری به نقشه می نگریست...
- پس بقیه اش کجاست؟ چرا این سرزمین از غرب و شرق و شمال و جنوب به این اندازه شگرف کوچک شده؟!
و فرشته بسیار تاسف خورد...
- خیلی دلم گرفت هرگز انتظار چنین چیزی را نداشتم. می خواهم سفری کوتاه به آن سوی مرزها داشته باشم و بگویم ایران من چه بوده. شاید این سفر دردم را تسکین دهد.
فرشته چنین کرد...
تازه به مقصد رسیده بودند که با مردی هم کلام شدند. هم نشینی با کوروش به آن مرد لذت بسیار بخشیده بود. پس از چند دقیقه که با هم گرم گرفته بودند، آن مرد از کوروش پرسید: راستی شما اهل کجایید؟
کوروش با لبخندی مغرورانه سرش را بالا گرفت و گفت: ایران!
لبخند مرد ناگهان محو شد و با ترس و عصبانیت گفت: اوه! خدای من! او یک تروریست متحجّر است!!
کوروش از این رفتار بسیار متعجب شد. عکس العمل آن مرد به هیچ وجه آن چیزی نبود که کوروش انتظارش را داشت. قلب کوروش شکست.
به آرامی گفت: - مرا به آرامگاهم برگردان...
فرشته بغض کرده بود و با بغض گفت: اما هنوز خیلی چیزها را نشانت نداده ام! دروغ، وضعیت اقتصادی، فساد، پایمال کردنِ...
کوروش رو به آسمان کرد و با فریادی اشک آلود گفت: خداوندا مرا ببخش که بیهوده بر خواسته ام پافشاری کردم. کاش هم چنان در خواب و بی خبری به سر می بردم...
و این بار دیگر فرشته گریست...
کوروش تو نخواب که ملتت در خواب است/ آرامــگــه ت غــرقـــه بـه زیـــر آب است
این بـار نـــه بـــیــگــانــه کـه دشــمــن(...)/ صد ننـگ به ما کـه روح تو بی تاب است
SarzaminePersia.Persianblog.IR
پیوند مرتبط: تمامی مطالب درج شده در وبلاگ، مربوط به کوروش بزرگ
٢٩اکتبر (٧آبان) هر ساله، جهانیان سالروز فتح بابل توسط کوروش بزرگ و صدور نخستین فرمان آزادی نوع بشر (منشور حقوق بشر) توسط این بزرگمرد پارسی تاریخ جهان را جشن میگیرند و این روز در تقویم سازمان ملل متحد و تقویم بین المللی به نام Cyrus Day (روز کوروش) نامگذاری شده است.
کوروش با فتح بابل نه تنها توانست بر قلمرو امپراطوری پرعظمت خود بیافزاید، بلکه این فتح، همراهی دل مردم بابل با کوروش را به دنبال داشت.
کوروش پس از فتح بابل فرمانی را صادر کرد که امروزه به نام فرمان حقوق بشر کوروش شناخته میشود و به جرات میتوان منشور کنونی حقوق بشر را اقتباسی از منشور کوروش دانست.
بنابراین جهانیان یاد و نام این شاهنشاه عادل پارسی را در روز ٢٩اکتبر یا همان ٧آبان گرامی میدارند.
مطالب مرتبط با کوروش بزرگ:
زنــدگــیــنــامـــه ی کـــــوروش بـــــزرگ
کــــوروش بـــزرگ در قـــرآن (ذوالــقــرنــیــن)
"شهریاری که نداند شب مردمانش چگونه به صبح میرسد، گورکن گمنامی است که دل به دفن دانایی بسته است، مردمان من امانت آسمانند بر این خاک تلخ، مردمان من خان و مان من اند."
کورش بزرگ
SarzaminePersia.Persianblog.ir
بسم الله الرّحمن الرّحیم
وَ یَسئَلُونَکَ عَن ذِی القَرنِین...
در سوره ی «کهف»، آیه ی 83 بیان می شود که از پیامبر اسلام (ص) درباره ی شخصی به نام «ذوالقرنین» پرسیده شد.
"و از تو (ای پیامبر) سوال از ذوالقرنین می کنند، پاسخ ده که من به زودی حکایتی از او بر شما خواهم خواند."
و این آیه مقدمه ای بود بر این که خداوند پاسخ را بدین گونه بدهد...
ادمه مطلب: داستان ذوالقرنین، به نتیجه رسیدن، عکسی برای اثبات اشاره ی خداوند به کوروش در این آیات، چرا به کوروش نام ذوالقرنین داده شده.
نام هووخشتره پادشاه ماد را یونانیان به صورت (کی آخسارو، کیخسرو) نوشتهاند که در فارسی تلفظ فرانسوی آن یعنی سیاگزار Cyaxares را نیز زیاد نوشته و بکار بردهاند.
معنی نام او «خوشنشانه» است، به معنی کسی که میتواند خوب نشانهگیری کند. ریشه نام او از فعل هَخش (Haxsh) در پارسی باستان آمده که به معنی نشانهگیری کردن است. اجزاء این نام عبارتاند از هو (خوب)+هخش (نشانهگیری)+تر (اضافه دستوری).
هووخشتره ارتش ماد را تجدید سازمان و نوسازی کرد و با نَبوپَلَّسَر شاه بابل متحد شد. برای استوارسازی این اتحاد، دختر هووخشتره به نام امتیس به همسری پسر نبوپلسر یعنی بُختالنصر دوم درآمد.
ادمه مطلب: دلیل ساخت باغ معلق بابل، حمله به امپراطوری آشور، جد کوروش بزرگ...

آتوسا (۵۵۰ تا ۴۷۵ پیش از میلاد مسیح) از شهبانوهای ایران بود. وی دختر کورش کبیر، و خواهر کمبوجیه، و همسر دو پادشاه هخامنشی کمبوجیه و داریوش یکم، و مادر خشایارشا بود.
آتوسا در زمان حکومات خشایارشا، زنده بوده است.
آتوسا زن آسمانی و زمینی ایران قدیم
آتوسا دختر کورش بزرگ و همسر پادشاه هخامنشی داریوش یکم و مادر خشایارشا برجسته ترین زن در تاریخ ایران قدیم است.
پس از آناهیتا او دومین کسی بود که لقب بانو که یک عنوان مذهبی بود، گرفت. زیرا اینچنین لقبی کمتر به ملکهها داده میشد...
آرتیستون یکی از دختران کوروش بزرگ و از همسران داریوش بزرگ و خواهر آتوسا میباشد. پسران آرتیستون از فرماندهان خشایارشاه بودند. او همراه با آتوسا، بامه و اپاکیش جزو چهار زن خانواده شاهی است که اسمش در لوح های گلی هخامنشی ثبت شده است.
آرتیستون (Artystone)، اسم شخص زنانهی پارسی،به شکل یونانی Artystōnē ارتیستونه گواهی شده است که منعکس کنندهی نام پارسی باستان Rtastūnā "ستون ارته (= راستی خدایوار شده)" است.

کوروش بزرگ یا کوروش کبیر همچنین معروف به کوروش دوم، نخستین پادشاه و بنیانگذار دودمان هخامنشی است. شاه پارسی، بهخاطر بخشندگی، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایهگذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن بردهها و بندیان، احترام به دینها و کیشهای گوناگون، گسترش تمدن و... شناخته شدهاست.
ایرانیان کوروش را پدر مینامیدند. یهودیان این پادشاه را به منزله مسح شده توسط پروردگار بشمار میآوردند، ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک میدانستند...
منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان.
پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه انشان ،نوه کوروش، شاه بزرگ، ...، نبیره چیش پیش، شاه بزرگ ، شاه انشان ... از دودمانی که همیشه شاه بوده اند و فراماروائی اش را « بل »و « نبو » گرامی می دارند و [از طیب خاطر، و]با دل خوش پادشاهی او را خواهانند .
آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم مقدم مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم . مردوک خدای بزرگ دل های مردم بابل را به سوی من گردانید، ...، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم . او بر من ، کوروش که ستایشگر او هستم و بر کمبوجیه پسرم ، و همچنین بر کَس و کار [و ، ایل و تبار]، و همه سپاهیان من ، برکت و مهربانی ارزانی داشت . ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم . به فرمان « مردوک » ، همه شاهان بر اورنگ پادشاهی نشسته اند . همه پادشاهان از دریای بالا تا دریای پائین [مدیترانه تا خلیج فارس ؟] ، همه مردم سرزمین های دوردست ، از چهارگوشه جهان ، همه پادشاهان « آموری » و همه چادرنشینان مرا خراج گذاردند و در بابل روی پاهایم افتادند [ پا هایم را بوسیدند] . از... ، تا آشور و شوش من شهرهای « آگاده » ، اشنونا ، زمبان ، متورنو ، دیر ، سرزمین گوتیان و همچنین شهرهای آنسوی دجله که ویران شده بود ــ از نو ساختم . فرمان دادم تمام نیایشگاه هایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود بازگرداندم . همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به جایگاههای خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم . همچنین پیکره خدایان سومر و اکد را که « نبونید » ، بدون هراس از خدای بزرگ، به بابل آورده بود، به خشنودی مردوک «خدای بزرگ» و به شادی و خرمی به نیایشگاه های خودشان بازگرداندم. باشد که دل ها شاد گردد ...
بشود که خدایانی که آنان را به جایگاههای نخستین شان بازگرداندم،... [ قبل از « بل » و « نبو »] هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم خواستار زندگی بلند باشند ، چه بسا سخنان پُربرکت و نیکخواهانه برایم بیابند ، و به خدای من « مردوک » بگویند: کوروش شاه ،پادشاهی است که تو را گرامی می دارد و پسرش کمبوجیه [نیز]...
اینک که به یاری «مزدا» تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای چهارگوشه جهان را به سرگذاشته ام اعلام می کنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد دین و آئین و رسوم ملت هائی را که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من دین و آئین و رسوم ملت هائی که من پادشاه آنها هستم یا ملت های دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند.من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملتی آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا نکند و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد. من تا روزی که پادشاه ایران هستم نخواهم گذاشت کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به طریق دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال ، تصرف نماید و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وا دارد.
من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطه که میل دارد سکونت کند مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغلی را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف برساند مشروط بر اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند. هیچ کس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد .من برده داری را برانداختم. به بدبختی های آنان پایان بخشیدم .
من تا روزی که به یاری مزدا زنده هستم و سلطنت می کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان را به عنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیر دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد.
از مزدا خواهانم که مرا در را فراهم کردن آسایش برای مردم ایران، بابل و چهارگوشه ی جهان یاری دهد.
"برای مشاهده ی متن ترجمه ی انگلیسی منشور حقوق بشر کوروش بزرگ ایــنــجـــا را کلیک کنید."


